تبليغاتX
پر طرفدار ترین تیم اسیا
 
   
 

سلام علیکم ! حال و احوال ؟ خونواده خوبن ایشالا ؟  ...

و بالاخره پس از ۶ ماه سرمربیگری استقلال فیروز کریمی از استقلال رفت ! این شاید شوک آور ترین خبر

ممکن برای تمامی استقلالی ها بود . خبری که دیشب روی تلکس های خبری قرار گرفت و شاید کسی

باور نمی کرد که به همین سادگی فیروز کریمی از کار برکنار شده باشه و استقلال فردا بدون سرمربی

بخواد مقابل نفت بازی کنه . اما با شروع برنامه 90 و صحبت های حاجیلو و حاجی فتح الله زاده کم کم

همه باورشون شد که یه خبرایی هست و فیروز خان استقلال رو ترک کرده !

یادم نمیره روزی که فیروز خان از استقلال اهواز جدا شد معتقد بودم بودنش تو استقلال نه به نفع

خودشه نه به نفع ما ! دیشب حاجی تو ۹۰ می گفت فیروز خان گفته من همه ی توانم رو گذاشتم

ولی نمیدونم چرا تیم نتیجه نگرفت !

تا این جمله رو شنیدم اتفاقی یاد اون آپ ۶-۷ ماه پیش افتادم که گفته بودم فیروز خان اگه استقلال اهواز

رو ترک کنه آه خیلیا پشت سرشه !

درسته بحث ، بحث فوتبال حرفه ایه و این صحبتا شاید یکم غیر حرفه ای باشه اما کار فیروز خان هم

خیلی غیر حرفه ای و مبتدیانه بود . تو این شکی نیس که کریمی واسه کمک به استقلال از اهوازیا جدا

شد و به تهران اومد و انصافا تو این چند مدت هم خیلی وقت ها تو بدترین شرایط تو تمرینات شرکت کرد و

خم به ابرو نیاورد ولی این وسط یه چیزی هست که نمیزاره تیم نتیجه بگیره !

به نظر من هم فیروز خان هم حاجی دارن تاوان اون اشتباهی رو میدن که وسط فصل انجام دادن و

با بی انصافی استقلال اهواز رو به حال خودش رها کردن ! گر چه استقلال اهواز بعد از کریمی و با

اومدن جلالی پیشرفت خوبی داشت اما این استقلال بود که نه تنها با ورود کریمی پیشرفتی نکرد بلکه

چند گام هم رو به عقب رفت و رکورد ۱۲ باخت تو یک فصل رو برای این همه هوادار به جا گذاشت !

اما حالا استقلال از لیگ گذشته و دیگه کاری به لیگ نداره . حالا استقلال تو آستانه ی بازی حساس و

بسیار دشوار نیمه نهایی جام حذفی قرار داره و باید زودتر فکری به حال این تیم ورداشته شه !

دیشب حاجی می گفت خیلی زود در مورد سرمربی آینده ی تیم تصمیم گیری می کنیم . هر چند این

صحبتا تو فوتبال ما کم زده نمیشه و همه از این وعده وعید ها زیاد میدن اما امیدواریم با توجه به

پیشینه ی خیلی خوب حاجی هر چه زودتر استقلال بتونه سرمربی خودشو انتخاب کنه تا با آرامش و

روحیه ی مضاعف به مصاف فولاد بریم !

ظاهرا و با توجه به حرفای حاجی قلعه نویی ، مظلومی و دنیزلی به ترتیب بیشترین بخت رو برای

سرمربیگری استقلال تو فصل بعد و این دو تا بازی آخر جام حذفی ( البته امیدواریم که ۲ تا باشه ) دارا

هستن !

بخت اول

 بخت دوم

بخت هیچم : دی

 

هر چند تموم گمانه زنی ها و حدس و حس شیشم ها از دیشب به کار افتاده تا سرمربی استقلال رو

حدس بزنه ولی امروز بیشتر خبرگزاری ها از احتمال بسیار زیاد سرمربی شدن قلعه نویی خبر داده بودن

و این به نظر من بهترین تصمیم حاجی تو تموم این چند سال گذشته می تونه باشه !

اصولا از اونجایی که به خاطر لنگی بودن دنیزلی ازش اصلا خوشم نمیاد حتی به این فکر نمی کنم که

حاج مصطفی بخواد سرمربی تیم بشه . از اون ور هم با تموم احترامی که به پرویز مظلومی دارم

معتقدم این مربی هم اندیشه های تدافعیش نسبت به اندیشه های تهاجمیش خیلی بیشتره و با حضور

وی تو تیم قطعا شاهد بازی های زیبایی از سوی استقلال نخواهیم بود . حالا نتایج به کنار !

اما تجربه ثابت کرده که قلعه نویی یک مربی تهاجمی و جسوره که می تونه تو شرایط بسیار حساس

به داد استقلال برسه . قطعا اون سالی که استقلال درست تو همین جام حذفی به دست امیر خان

سپرده شد و بهترین بازی ها رو از خودش به نمایش گذاشت یادتونه !

این بار هم شاید تاریخ دوباره بخواد گذشته رو تداعی کنه ، که اگه اینچنین بشه باید از همین الان

خودمونو تو جام باشگاه های آسیای سال بعد ببینیم !

البته هنوز هیچ چیز مشخص نیست و قطعا به این سادگی ها هم مشخص نخواهد شد . گرچه دو سه

ساعت پیش خبرگزاری فارس و خبرگزاری مهر از حضور حسن زاده و فکری به عنوان دستیاران قلعه نویی

تو استقلال خبر داده بودن و حتی خبرگزاری فارس نظری جویباری رو هم به عنوان سرپرست جدید

استقلال معرفی کرده بود اما تا خود حاجی اعلام نکنه هیچ چیز مشخص نیست !

به هر حال با اومدن قلعه نویی به استقلال به احتمال فراوان چند بازیکن که رابطه ی زیاد خوبی با امیر

خان ندارن تیم رو ترک می کنن مگه اینکه گذشته ها رو به دست فراموشی بسپرن !

در هر صورت امیدواریم هر تصمیمی گرفته میشه به نفع استقلال و به نفع هوادارای خون به جیگر شده

 این تیم باشه که امسال کم خونشون تو شیشه نشد !

ضمن اینکه من جای حاجی بودم قلعه نویی رو از دست نمی دادم !!!

نکته ی پرانتزی :سیاوش اکبرپور هفته ی آینده واسه مذاکره با کاشانی برای پیوستن به لنگ واردتهران میشه !

گر چه هنوز چیزی مشخص نیس ولی قطعا اون حرکات زننده و الفاظ رکیکی که سیاوش دو سال پیش در مقابل هوادارا به کار برد و باعث شد تا منفوریت خاصی بین هوادارا پیدا کنه از ذهن کسی پاک نشده . گر چه روز آخر که با پاس بازی داشتیم سیاوش با چند دسته گل و باحرکاتی نمادین قصد دلجویی از هوادارا رو داشت اما هنوز هم هستن کسانی که از دست سیاوش دلخورن و حاضر نیستن وی به استقلال برگرده !

به هر حال با حضور احتمالی اکبرپور تو لنگ به احتمال زیاد باید شاهد منفوریت بیش از پیش وی باشیم !

گرچه شاید این مسائل هرگز اتفاق نیفته !!!

دیگه حرف خاصی نیست . باز هم آرزو می کنم مسئولین استقلال این روزها بدون تعصب و بدون اشتباه

تصمیم بگیرن و استقلال رو به سرمنزل مقصود برسوونن که همانا این کار مساوی است با سپرده شدن سکان هدایت استقلال به دست امیر خان قلعه نویی !!!  ( آجرش باید مرضمونو بریزیم دیگه )

مراقب خودتون باشین . دیگه حرف خاصی نیس !

ممنون از اینکه منت میزارین و به وبلاگ خودتون سر میزنین !

شب همگیتون به خیر !

شاد و آبی بمونین !

فعلا یا علی !

 
 
 |    نوشته شده توسط فرزاد
 
   
  با سلام و عرض موفق باشید خدمت تک تک هواداران استقلال !

( همون طور که ماشالله دارین می بینین قالب وبلاگ یکدفعه عوض شد و از یه قالب ورزشی به یه قالب فانتزی تغییر شکل داد . از اونجایی که من یه دونه خواهر کوچولو دارم که کلا تو فاز دارا و سارا و بقیه ی این عروسکاست امروز تا این قالب وبلاگو تو یکی از وبلاگا دید گیر داد که منم همین قالبو واسه خودم انتخاب کنم و تا آخرین لحظه هم تا مطمئن نشد که قالبو عوض نکردم از پای سیستم نرفت . مام دیدیم همچین بدم نمیگه ها . به هر حال بعد ۷-۸ ماه یه تنوعی لازمه این شد که دیگه این شد !

ضمنا یه نکته ی دیگه رو هم واسه اون دوستانی که سوال پرسیده بودن عرض کنم اونم اینکه من دو تا خواهر واقعی دارم که هر دو از خودم کوچیکترن و در واقع این عزیزانی که منت میزارن و منو داداش صدا می کنن همه در حد همین اینترنت و جامعه ی مجازی با بنده فامیل شدن !

اینم گفتم چون چند باری بچه ها سوال کرده بودن و لازم دیدم که بگم من اصلا خواهری که تو اینترنت مشغول وبلاگ نویسی باشه ندارم ! حالام دیگه بریم سراغ بحثای امروزمون )

دقیقا یک هفته مونده تا پایان رقابتهای لیگ برتر و شنبه ی آینده قهرمان لیگ برتر مشخص میشه و دور

افتخارش به راه خواهد شد ! خب به ما چه ؟؟!!!

"دنبال بازارگرمي نيستم و احتياجي به اين هم ندارم. با وجودي كه به پرسپوليس و هوادارانش به عنوان

 تيم رقيب علاقه دارم؛ اما هرگز به اين تيم نمي‌روم چون حاضر نيستم به خاطر هواداران استقلال، اين

تيم را ترك كنم. "

فکر می کنین این جمله ی عمیق و تاریخی مربوط به کدوم یک از بازیکنای استقلاله ؟؟!!! ... سیرویس دین محمدی ؟ نه بابا ...

پایان رافت ؟؟!!! ... همون کشتی گیره ؟ نه اونم نه !

حدستون نمیاد ؟ خب خودم می گم . این جمله ی بسیار به وجد آورنده و حیاتی مربوط به امیر حسین صادقی خودمونه !

امیر حسین صادقی

اونایی که می فرمودن امیر حسین یکم بی تعصب تر از قبل شده فکر می کنم الان دیگه به اشتباهشون پی برده باشن .

آخه خدایی به این بچه ی جنوب شهری و با معرفت میاد بی تعصب بازی کنه ؟ راستش دقیقا یادم نیس کدوم بازی بود ولی خوب یادمه که چند سال پیش ( شما بخونین ۳ سال ) امیر حسین رو یه توپ ارسالی که وارد محوطه ی جریمه ی استقلال شد ضربه ی سر زد ولی توپ کله شد و درست تو سه متری وحید افتاد جلو پای مهاجم حریف که من گفتم دیگه گلو خوردیم و بد بخت شدیم رفت منتهی امیر حسین با یه حرکت انتحاری و شهادت طلبانه سینه ی مبارکشو جلو توپ قرار داد و اون مهاجم حریفم نامردی نکرد و کوبید وسط دنده های امیر حسین !

خوب یادمه که تا بیست و پنج دقیقه نفس صادقی بالا نمی یومد و پیروز قربانی هم هی تو سرو کلش میزد ولی خب تا دکتر نوروزی رو داریم نباید نگران چنین وضعیتایی باشیم !

اون جمله ی بالا یه قسمت از مصاحبه ی امیر حسین صادقی با خبرگزاری فارس بود که ساعت تقریبا ۳ امروز رو سایت قرار گرفت و منم دیدم خبر جالبیه گفتم تا تنور داغه بچسبوونیم !

خلاصه اینکه فکر می کنم انگ بی تعصبی به امیر حسین صادقی نمیاد و انصافا هر وقت تو بازی بوده هر چی داشته رو کرده . نه اینکه همیشه رو فرم بوده ولی به هر حال زمانیم که تو افت بوده سعی می کرده بهترین بازیاشو ارائه بده !

اما از صادقی و بحث استقلال که بگذریم می رسیم به بحث بسیار داغ و تا حدودی جنایی ممدرضا مامانی با افشین قطبی !

اول شیث ، دوم نیکبخت ، سوم مامانی ...

حتما می دونین که مامانی طی هفته های گذشته از طُرُق مختلف و حتی بنا بر شنیده های ما با استفاده از تیزی افشین قطبی رو تهدید کرده که اگه به منم بازی دادی که دادی اگه ندادی به زور می گیریم ! از اون ورم افشین خان با یه حکم بلند بالا و چند ساعته خطاب به مدیر عامل باشگاه خواستار اخراج مامانی از تیم شده و علتش رو هم غیبت های بی دلیل مامانی تو تمرین اعلام کرده ولی خب از اونجایی که اطلاعات ایران خیلی قوی تر از این حرفاس ما سریعا به اصل موضوع پی بردیم و واقعیت ماجرا رو براتون نقل کردیم !

گر چه بعضیا اخراج مامانی رو بی ربط به اخراج نیکبخت نمی دونن و معتقدن این دو تا بازیکن لنگی که از قضا جزو رفیق فابریکای همدیگم محسوب میشن گاوبندی کردن تا تعداد موهای افشین قطبی رو به سفیدی محض و سپس کچلی کامل برسوونن و خلاصه بد پدری از طرف در بیارن از همین رو ما هم این قضیه رو تکذیب نمی کنیم و معتقدیم یه خبرایی هست که هنوز به بیرون درز نکرده ولی مطمئنا با یکی دو جلسه حضور سر تمرین لنگیا میشه به اصل موضوع پی برد !

حرکت کاروان آبی ها بدون حضور سه بازیکن مصدوم به سمت همدان

بازیکنان و در واقع کاروان آبی پوشان استقلال امروز ظهر بدون حضور وحید طالب لو ، محسن یوسفی و سعید بیات راهی همدان شدن تا فردا در یک بازی تقریبا کم اهمیت به مصاف پاس این شهر برن !

شاید یکی از انگیزه های استقلال برای بازی فردا مقابل پاس همدان انتقام شکست بازی رفت تو تهران باشه که با حساب ۰-۱ به نفع پاسی ها تموم شد و از همونجا بود که تقریبا لبه ی تیز انتقادات به سمت فیروز کریمی روانه شد و تو بازی با صنعت نفت به اوج خودش رسید . به هر حال باید ببینیم فردا تو همدان برو بچه های آبی پوش که استرس زیادی هم بابت این بازی ندارن چه خواهند کرد !

عصر سه شنبه : دانشگاه صنعتی شریف ، صندلی داغ ، عادل فردوسی پور !!!

راستش این خبر یکم همچین خبر متنوع و جالبی بود که بد ندیدم اینجا هم بزارمش تا اونایی که زیاد تو بطن ماجرا نیستن هم در جریان قرار بگیرن . دقیقا ۲ ماه پیش مثل امروز یعنی ۲۱ اسفند ماه ۸۶ تو یه بعد از ظهر ابری عادل فردوسی پور یکی از اساتید دانشگاه صنعتی شریف توسط چند تا از دانشجوهای دانشگاه صنعتی شریف دعوت میشه تا با حضور تو صحن دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف به سوال های متعدد و پرشمار دانشجویان جواب پس بده !

عادل فردوسی پور

عادل فردوسی پور که جزو یکی از چهره های جنجالی و انصافا کاربلد فوتبال ایران تو حیطه ی مجری گری و کارشناسی به شمار میاد تا حالا به جز حضور تو دفتر چند تا مجله و هفته نامه جای دیگه ای به عنوان مخاطب مردم اون هم تو یه اجرای زنده حضور نداشته و به همین دلیل واسه خیلیا سوالای بی شماری در مورد وی به وجود اومده که شاید حضور تو صحن دانشگاه بهترین راه واسه رسیدن به پاسخ این سوالات باشه !

ضمنا من قبلش مرخص میشم از خدمتتون ! مراقب خودتون باشین ! حیف آبیاس که چیزیشون شه !

فعلا یا علی !

اگه مایل به پیگیری ادامه ی ماجرا هستین ادامه مطلب رو شرمنده کنین !

 
 
 |    نوشته شده توسط فرزاد ادامه مطلب | 
 
   
 

              

سلام علیکم !

خیلی خوشحالیم که یک بار دیگه با برنامه ی ۹۰ ... چیز ! نه ! ببخشید اشتباه شد ...

حال و احوال ؟ رو به راهین ؟ میزونین ؟؟!!!  آنتن دهی چطوره ؟؟!!!

اصولا قول دادم زیاد روده درازی نکنم و سریع برم سر اون چیزی که قراره برم . به لطف و حمد و سپاس الهی داریم به آخرین روزای این لیگ نحس نزدیک میشیم و همین روزاس که لیگ هشتمم تموم شه و یه نفس راحت بکشیم .

بماند که تو این چند ماهی که از لیگ می گذره ما یه دونه مو واسه نشانه ی شخصیتمون هم رو سرمون یادگاری نزاشتیم و خصوصا این روزای اخری هر کی ما رو می بینه میگه فرزاد کچل مادر زادی ؟؟!!!

 ولی به هر حال داره روزای بد و وحشتناک لیگ هشتم به آخر خط می رسه و از همین الان باید به فکر لیگ بعدی باشیم .

هممون می دونیم و دیگه به گفتنش اصراری نیس ولی امسال و در واقع این لیگی که در پیش داریم باید یه تفاوت اساسی با لیگی که داره به اتمام میرسه داشته باشه . اونم اینکه امسال و قبل از شروع لیگ استقلال باید بره سراغ مهره هایی که بهش نیاز داره نه سراغ کسایی که فقط اسم و رسم در آوردن و پشیزی نمی ارزن .

امسال تو لیگ استقلال بازیکن بزرگ زیاد داشت ولی بازیکن بزرگی که تاثیری تو روند تیم نداشته باشه به نظر من جاش تو زیر زمینه ! ( جای دیگه ای پیدا نکردم )

حاجی فتح الله زاده امسال باید با تیز بینی و دور اندیشی بازیکنای فصل بعد رو انتخاب کنه و بیخود و بی جهت سر کیسه رو شل نکنه و به یه بازیکنی که نصف وقتی که واسه آرایش صورتش میزاره واسه بهبود بازیش نمیزاره بها نده !

امسال استقلال مجالی واسه خریدن ناز این و اون نداره . مطمئنا می دونین که رئیس باشگاه رئال واسه خرید کریس رونالدو به این بازیکن پیش نهاد داده و یه زمان محدودی رو هم واسش تایین کرده که رونالدو تو آب نمکشون نزاره و بعد بگه نمیام !

کریس رونالدو

ما هر بازیکن بزرگی که تو ایرانم داشته باشیم دیگه به پای کریس رونالدو که نمی رسه . حاجی امسال باید هر بازیکنی که دلش و عشقش با استقلاله رو بیاره تو تیم !

مهم ترین فاکتور بازیکنی که می خواد پیرهن استقلالو بپوشه اینه که بدونه قداست این پیرهن با قداست تی شرتی که از سر جردن میره می خره زمین تا آسمون فرق داره . بازیکنی که این پیرهن رو می پوشه باید بدونه که چشم ۲۰ میلیون هوادار به ساقای اون دوخته شده و حق نداره با احساسات این همه هوادار بازی کنه !

اما از لیگ که جدا شیم می رسیم به بحث بازیای جام حذفی . جامی که استقلال با ۴ بار عنوان قهرمانی پر افتخار ترین تیم این رقابت ها به شمار میره و امید داره که امسال پنجمین قهرمانی رو هم به دست بیاره .

پر بیراه نگفتیم اگه بگیم صعودمون به نیمه نهایی جام حذفی رو تا حد زیادی مدیون دست های وحید طالب لوییم . وحیدی که یک تنه استقلال رو مقابل راه آهن و اون یکی آهن به برتری رسوند و نشون داد که کوری از چشمای سرمربی نه چندان محترم تیم ملیه نه از ضعف دروازه بان طلایی آبی پوشان !

طالب لوی کاسیاس

اون جوری که شنیده ها شنفته شدن دو سه روز بعد بازیای لیگ جام حذفی پیگیری می شه و استقلال تقریبا اوایل خرداد ماه امسال باید تو اهواز با فولاد بازی کنه . حتما از جریان بازی های فولاد هم خبر دارین که شاه حسینی گفته اگه این تیمو کلا از بازیای حذفی و لیگ محروم نکنیم مطمئن باشید که بازیاش باید تا اطلاع ثانوی بدون تماشاگر برگزار شه .

البته این که تو اهواز بازی بدون تماشاگر برگزار شه مطلب چندان جالبی نیس چون به هر حال استقلال تو اهوازم طرفدار کم نداره ولی خب هدفم از گفتن این موضوع اشاره کردن به مسائل روانیه تیم فولاد بود !

اما در آخر جا داره تا به بازی دیروز استقلال و مقاومت سپاسی اشاره کنیم ! دیروز شاید اگه نوید خان مظفری اون پنالتی اشتباه رو به ضرر استقلال اعلام نمی کرد می تونستیم بازی رو ببریم و دو پله ای صعود کنیم ولی موضوع اصلی بردن یا نبردن بازی نیست .

موضوع اصلی سر تعویض فرهاد مجیدی تو بازی دیروزه که امروز تیتر اول همه ی مطبوعات ورزشی شده بود . درسته که حالا کار فرهاد مجیدی (  پرتاب بطری و در آوردن لباس ورزشی و رفتن به رختکن تو ) با اون همه تجربه کار درستی نبود ولی شاید بشه از این ور قضیه هم یه خرده ایرادی به فیروز خان گرفت !

فرهاد مجیدی پس از تعویض در بازی دیروز

این حق طبیعیه سرمربی تیمه که بازیکنش رو هر وقت خواست از زمین بیرون بکشه ولی بهتر نبود دیروز به جای بیرون کشیدن فرهاد آرش برهانی رو می کشید بیرون ؟؟!!! به نظر من به عنوان یه تماشاگر استقلال دیروز آرش برهانی خیلی کم کار تر و کم تحرک تر از فرهاد بازی می کرد و اگر هم مهاجمی باید تعویض می شد آرش برهانی بود نه فرهاد مجیدی !

فرهاد مجیدی

به هر حال از قدیم الایام نقل بوده که صلاح مملکت خویش خسروان دانند ...

امیدوارم با توجه به حجم وحشتناک درسی تو این یه ماه باقی مونده بازم بتونم سر بزنم ولی اگرم نشد شوما لا اقل یه سری بهمون بزنین که بقیه که نمی شناسن فکر نکنن بچه یتیم گیر آوردن !

ضمنا یه معذرت خواهیم همین آخر کار به همتون بدهکارم . اصولا میگن آدم وقتی می خواد یه حرفی بزنه و در واقع یه چیزی ارائه بده باید یه مطلب نو و ایده ی جدید داشته باشه که متاسفانه تو این مطلب من فقط اتفاقات اخیر رو به دلیل ذیغ وقت مرور کردم و ایده ی خاص و متفاوتی رو واسه عرضه کردن نداشتم. در کل هدفم از آپ امروز برگشت دوباره به محیط وب بود و امیدوارم آپ بی ذوق و سلیقم رو به متفاوت بودن خودتون ببخشید ! ایشالا تو آپای بعدی سعی می کنم یکم سلیقه به خرج بدم !

خیلی مراقب خودتون باشین ... حیف آبیاس که چیزیشون شه !

حرف دیگه ای نیس ! آبی بمونین !

فعلا یا علی !!!

 
 
 |    نوشته شده توسط فرزاد
 
   
  سلام ! یه سلام از اون مدل سلامایی که اگه واسه احترام نباشه هیچ وقت به کار نمی بریم !

بعد از ۴۰ روز اومده بودم سال نو رو بهتون تبریک بگم و کنارشم برد امروزمونو با هم جشن بگیریم اما همه چی ریخت به هم !

نمی دونم دقیقا چند وقت پیش بوده یا اصلا کدوم بازی بوده یا لا اقل الان چیزی تو ذهنم نیس که از قبل از دوره ی مربیگری قلعه نویی تو استقلال ما ۴ گل تو یه بازی خورده باشیم !

باور کردنی نیس . نه می شه باور کرد نه میشه نپذیرفت ! باختــــــــــــیم ! نه بهتر بگم . لــــــــه شدیم !

استقلالمون امروز له شد . تحقیر شد . همون استقلالی که یه زمونی با هم دیگه منتظر بودیم تو فینال اسیا ببینیمش و اونجا جشن قهرمانیمونو بگیریم حالا جلو یه تیم نصف و نیمه ی رده هفدهمی ۴ تا گل خورد !

امروز هیچی واسه دفاع کردن نداریم که رو کنیم . نه میشه از بازی خوبمون تعریف کرد نه از قضاوت بد داور نه از بد شانسی . حتی اگه دو تا ضربه ی مجتبی هم می رفت تو گل باز ما می باختیم !

بزار ببازیم . بزار جیگر هممون خون شه . مگه از اول فصل تا حالا که یکی در میون باختیم اتفاقی افتاده ؟ مگه تلفات جانی داشتیم ؟ اصلا جهنم که باختیم . اصلا بریم بازیای بعدی رو هم ببازیم . اصلا در باشگاهو گل بگیرین . مگه اتفاقی می افته ؟ مگه هوادارای اس اس چیزیشون می شه  ؟ اصلا گیریم چیزیشون شد . ملت رو سننه ؟؟؟ باید صبور باشیم ! باید طاقت داشته باشیم . بازیای بعدی جبران می کنن !!!

تا حالا دیدین وقتی جلو یه عاشق عشقشو تحقیر می کنن چه حالی بهش دست میده ؟ شنیدن با دیدن فرق می کنه ها ! من با اونایی ام که این حالتو دیدن یا خدایی نکرده تجربه کردن !

دیدین وقتی عشق یه عاشقو جلو چشاش داغون می کنن طرف چه دست و پایی میزنه که یه کاری بکنه ولی دست و بالش بستس ؟؟؟ درد اون لحظاتی که جلو جشم ادم عشقش تحقیر میشه با هیچ دردی قابل مقایسه نیست .

وقتی به عشق ادم توهین می کنن وقتی عشق ادمو به خاک سیاه می شونن وقتی عشق ادمو تحقیر می کنن وقتی عشق ادمو نابود می کنن فقط دوست داری بمیـــــری !

امروز اصلا حال و حوصله ی بحث فنی رو ندارم . این که چرا باختیم این که کی بد بازی کرد کی بد بازی نکرد . اگرم حس و حالشو داشتم چیزی نمی گفتم . مگه این همه که اومدیم گفتیم استقلال تاکتیک نداره کسی دردشو درمون کرد ؟؟؟ امروز می خوام فقط احساسمو رو کنم .

میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست . خدا نکنه این ضرب المثل راست باشه . خدا نکنه حقیقت باشه وگرنه وای به حال هممون .

 از ۱۰ فروردین بازی با سپاهان سال جدید رو شروع کردیم . بازی وحشتناکی که تا ساعت ها رمقم رو گرفت و داغونم کرد !

۱۴ فروردین بازی با پرسپولیس از راه رسید . بازی حساسی که از هفته ها قبل مسئولین استقلال واسش کری خونده بودن و رجز خونی می کردن هم هیچ بویی از یه بازی زیبا نبرده بود و در نهایت بازی رو مساوی کردیم گر چه مقابل اون پرسپولیس مساوی کردن کمتر از باخت نبود !

و امروزم که ۲۳ فروردین بود دوباره تراژدی غم بار این روزهای اخیر تکرار شد و هیچکس هم پیدا نمی شد که جواب اشک های بی اختیار هزاران نفر هوادار رو بده !

مهم نیست . عادت کردیم به این وضع . گفتم که فعلا که ششم جدولیم بیست و ششم جدول هم که باشیم هیچی نمی شه . فوقش یکی دو روز میریم تو خودمون و بعد دوباره تموم ... همین !

از اول فصل هر کی از راه رسید هر کاری دلش خواست با تیم کرد آخر سر هم که اومدیم بهش بگیم چرا اینجوری کردی گفت هوادارا باید صبور باشن . هوادارا باید طاقت داشته باشن !

هر کی رو می بینی که یه نیمچه علاقه ای به استقلال داره این روزا تو سر در گمی محض فرو رفته . چی شد که اینجوری شدیم ؟؟؟ کجاست اون تیم محبوبی که اگر هم می باختیم سرمون رو بالا می گرفتیم که با قدرت بازی رو باختیم و هیچ احدالناسی جیگر نمی کرد بهمون بگه بالای چشمون ابروئه !

جهنم فرزاد ! جهنـــــــــــــم ! باختیم که باختیم ... کک هیشکی نمی گزه ... خاک بر سر احمقت کنن که هیچ وقت آدم نمی شی !!! باختیم که باختیم ..................................................................

 
 
 |    نوشته شده توسط فرزاد
 
   
 

سلام !  خوبین ؟ رو به راهین بچه ها ؟ رفیقای با حال خودم چطورن ؟  ؟ خانواده ی محترم چطورن ؟ مام خوبیم . هنوز رو به قبله نشدیم !

 

اقایون و خانومای گل اس اسی قبل از هر چیز برد ویران کننده ی استقلالو خدمت تک تکتون تبریک میگم و ارزو می کنم که بتونیم با این برد جهش معرکه ای به سمت قهرمانی ورداریم و خودمون رو به کل ایران تحمیل کنیم ( هلاک این جمله سازیتم فرزاد )   

 

راستش چون بقیه ی رفیقای اس اسی تو این چند روز حسابی کولاک کردن و نوشتن و نوشتن و نوشتن و چیزی واسه ما نزاشتن ( ماشالله همه هم یه پا کارشناسن ) ما امروز قصد داریم بحث استقلال رو بزاریم واسه بعد بازی فردا که ایشالا قراره سه امتیاز رو بچنگیم ( همون به چنگ بیاریم سابق ) و بچسبیم به یه سوژه ی لنگی !!!!!!!      

 

راستش تو این چند وقته انقدر سر بازیای اس اس انتقاد کردیم و حرص خوردیم که تموم وبلاگ شده یه سری مطالب جدی و خشک که صرفا مختص فوتباله . درسته که حالا وبلاگ یه وبلاگ فوتبالیه و باید بحثای فوتبالی توش بیشتر باشه اما گهگداری یکمی سر به سر این لنگیا هم بزاریم ثواب داره !!!

 

 حتما همتون خبر دارین که تو این ۱۰ روز اخیر افشین قطبی مربی بین الملیی لنگیا نامزد اول تصدی سرمربیگری تیم ملی بود و حتی جمعه شب گذشته جهانگیر کوثری ( بابای باران کوثری بازیگر محبوبم ، مجری ورزش دو ... انصافا بیوگرافی از این جامع تر ؟ )  کجا بودیم ؟؟؟!!! آها !  داشتم می گفتم جمعه شب تو ورزش دو کوثری اعلام کرد که افشین قطبی فردا یعنی شنبه رسما سرمربی تیم ملی میشه و حتی داشت این انتخاب رو نقد هم می کرد و خلاصه کل ملت از جمله خود اق افشین باورش شده بود که مربی تیم ملی شده و این جوری که شنیده ها حاکی بود کل نازی اباد و خانی اباد و شمرون نو و چارراه عشرت اباد و بقیه ی محله های شهرو شیرینی داده و از این جور بحثا !!!

 

اما هنوز مراسم شیرینی خورون اقای قطبی کامل تموم نشده بود که علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال اعلام کرد که افشین قطبی رو اصلا تیر چراغ برقم حساب نکرده و علی دایی سرمربی تیم ملی شده !!!

 

از همین رو ما بلافاصله بعد از بازی رفتیم خدمت اق افشین و یه مصاحبه ی اختصاصی با ایشون انجام دادیم که پیش نهاد می کنم یه نیگایی بهش بندازین . باور کنین واسه یه بار ضرر نداره !!!

دقایق پایانی بازی پیروزی و فجر ! اق افشین داره بازیکنای تیم ملی رو تو ذهنش ارزیابی می کنه :

 

سلام اقای قطبی ! حالتون چطوره ؟ از تیم ملی چه خبر ؟  

 

به سلام فرزاد جون . ۹کرتم به مولا . اقا دم خودت و داییت گرم اینجا چیکار می کنی ؟؟؟ ( اثار نشست و برخاست با علی پروینم که اصلا تو حرفاش مشهود نیس قربوش برم )  

 

با اینکه شعاع جفت چشام به اندازه ی شعاع نیم کره ی شیکم مبارک علی اقا داره میزنه بیرون ولی سعی می کنم طبیعی باشم و به روم نیارم

افشین جون کوچیکتیم خدایی  ( قضیه نوشابه و این بندو بساطاس وگرنه ما عمرا این بابارو داخل مربیا حساب کنیم )  چه خبر از تیم ملی مشتی ؟؟؟

 

هیچی دادا . البته هیچی هیچیم که نه ! فعلا بزار این بازیو با خیال اسوده تموم کنیم و بیایم صدر جدول بعد مفصل در مورد تیم ملی هم حرف میزنیم !

 

۵ دقیقه بعد ... بازی تموم شده و لنگیا بزن برقصشون به راهه 

 

وارد رختکن میشیم و اق افشین در حالی که لنگای مبارکو رو هم دیگه انداخته ( لُنگ نخونین لِنگه )  و بساط قلیون میوه ایشم به راهه به احتراممون یه نیم خیزی میشه و دعوتمون می کنه بتمرگیم رو زمین !

 

خوب اق افشین نگفتی ، چه خبر از تیم ملی ؟؟؟!!!

 

والا اقا فرزادی که شوما باشی صب ما دفتر حاجی کفاشیان بودیم ! یه سری صحبتا شد یه سری حرفا حاجی زد و ما شنفتیم یه سری هم ما تحویل حاجی دادیم و علی اقا شنفت ! خلاصش اینکه سرتو درد نیارم قرار شده ما به تهرون نرسیده حکم سرمربی گری ملتو بزارن کف دستمونو الفاتحه !  ( این کلمه ی اخرشو خودمون صلاح دیدیم اضافه کنیم )

 

خوب نالوطی تو که می گفتی من تموم فکر و ذکرم پرسپولیسه و اصلا به تیم ملی فکر نمی کنم و می خوام این تیمو با ۷۵ امتیاز قهرمان اسیا کنم و ... ( زرشــــک )  بی معرفت با همه اره با مام اره ؟ داستان چی بود ؟؟؟

نه جون فرزاد یه وخ فک نکنی ما ادم نا جنسی هستیم و می خواستیم بازار گرمی کنیم ! نه جون حاجی !!! فقط می خواستیم ملتو بین المللی سورپرایز کنیم !

 

خوب حالا خودت فکر می کنی بتونی تو تیم ملی موفق شی ؟

 

راستشو بخوای خودم که اصلا فکر نمی کنم ( مادر زادی تخته مختش مورد داشته اق افشین ) ولی خوب از حمید خان استیلی و اقا مرزبون کمک می گیریم دیگه توکل به خدا . یه سفره ایه که پهنه همه باس یه سهمی داشته باشیم توش !

 

ولی اق افشین اینجا تیم ملیه کمیته امداد که نیس سفره پهن باشه که . اینجا تیم نتیجه نگیره سه چار روزه میندازنت یه جایی که عرب ننداختا . فکر خودت نیستی فکر مادرت باش که باز بعد ۳۰ سال باید ازش جدا شی !!!

 

راستش فرزاد جون اول از همه اینو بهت بگم که ما تا و ان یکاد ننمون زیر یقه ی لباسمون اویزونه ما عمرناش از هیچ احدالناسی نمی ترسیم ! این از این . ثانیا تا دیدیم اوضاع دارع قاراش میش میشه مایش دو سه تا جمله ی اینتر نشنال و پروفشنال و این بند و بساطاس دیگه . تو واسه چی خاطرتو ازرده می کنی ؟؟؟ دلواپس نباش اگه علی ساربونه ...

 

.....................................................................................................................................

 

یهو  وسط حرفای اقای قطبی سه چار پنج تا از این غول چماقای کت و کلفت میریزن تو رختکن و فاتحه می خونن تو کلوم اق افشین که داداش خبر داری چی شده و  چه خاکی تو سرمون شده و خلاصه ورمیدارن می برنش تو اتاق پشتی و ( منحرف بازی درنیارینـــا ) مام یه لنگ تو هوا می مونیم که اقا چی شده . چیکار شده ؟ البته یه حدسایی میزنیم که شاید مسائل تیمی تو کار بوده چون یه لحظه احساس کردم شیث رضایی هم تو جمعشون بود اما دو به شکی موندنم خیلی زیاد طول نمی کشه اخه دوباره خبر میدن که شیث رضایی رفته تو جایگاه گزارشگر ورزشگاه و داره واسه ترسووندن نیکبخت اعلام می کنه که تو ورزشگاه بمب گذاشتن و هر لحظه امکان داره ورزشگاه منفجر شه !!!

 

خلاصه اینکه یه ده بیست دقیقه تو اتاق الاف می مونیم تا ببینیم اوضاع از چه قراره که یهو می بینم پیکر مبارک اق افشین رو دست همون سه چار تا غول چماق داره حمل میشه و میره به سمت امبولانس مستقر تو ورزشگاه !

 

از این و اون که می پرسیم جز سه چار تا جواب الکی چیزی دستگیرمون نمیشه . ترجیح میدم خودم دست به کار شم از لا به لای جمعیت و با توجه به اینکه به هر حال ادم شناخته شده ای تو سطح جامعه هستم  خودمو می رسونم به قطبی که تا قبل سر کشیدن ریغ رحمت یه بار دیگه ملاقاتش کنیم .

 

بالا سرش که می رسم عینهو این خانومای پا به ماه ناله می کنه ( البته نه به اون بنفشی )  ازش می پرسم اق افشین چی شد بابا ؟ قضیه چیه ؟ با شیث دعوات شده ؟ کسی بهت گفته بالای چشت ابروئه ؟ چت شد یهو ؟؟؟ ( از اینجا به بعد میریم سراغ همون مصاحبه )

 

...................................................................................................................................

 

دست رو دلم نزار که خونه فرزاد جون . دیدی چیکار کردن باهام ؟ حالا چه جوری تو روی بچه محلام نیگا کنم ؟ دویست و سی هزار تومن فقط شیرینی زبون کردم تو شیکم ملت . ای حناق بگیرین همتون ! ای شب کله بزارین صبح ورندارین ! ای تف به ذات هر چی ادم نامرده ...

 

 

از اونجایی که واقعا اوضاع خطریه و اق افشینو فقط انصاری فرد می تونه تو این لحظه هدایتش کنه  ترجیح میدم ملتو به ذکر صلواتی بلند دعوت کنم تا بلکه قائله بخوابه ولی فایده نداره . کارد به اق افشین بزنی خونش در نمیاد و البته از اونجایی که چشم و گوش ما شدیدا پاستوریزه تشریف داره و اق افشینم دیگه بحثو داره می کشونه به خواهر مادر و فک فامیلای مسئولین و هر لحظه امکان نابودی اسلام وجود داره ترجیح میدم کلا بی خیال مصاحبه شم و بزنم بیرون !!!

 

تو راه از یه سه چار تا که پرس و جو می کنیم خبر دستگیرمون میشه که بله ! گاو اق افشین سه قلو زاییده و علی اقا کفاشیان حسابی زده تو پر مربی لنگیا و علی دایی رو سرمربی تیم ملی کرده !

 

هر چند به نظر من فرق چندانی بین دایی و قطبی وجود نداره و حتی از لحاظ شخصیت قطبی به مراتب شان و سطح بالاتری از دایی داره ولی ترجیح میدم هیچی در مورد این موضوع نگم و فقط به همین یه جمله بسنده کنم که : دایی رو فدراسیون انتخاب نکرد !!! شک نکنین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

این یه پاراگراف اخر جدا از شوخی بود و خصوصا این جمله ی اخرو با جدیت تموم گفتم که دایی رو نه کفاشیان نه تاج نه شفق نه فریده مصنوری و نه هیچ کدوم از اعضای فدراسیون انتخاب نکردن !

به هر حال به نظر من دایی لا اقل از لحاظ تعامل با رسانه ها و مطبوعات زیر خط قرمز قرار داره و مطمئنا اگه نخواد خودش رو اصلاح کنه تو اینده ای نه چندان دور به یکی از منفور ترین افراد بین قلم نویسا و روزنامه نگارا مبدل میشه ! مگه اینکه یه فرجی شه و خودشو بسازه !!!

 

به هر حال ممنون از اینکه به اراجیفم  یه نیم نیگایی میندازین و حسابی کیفورمون می کنین . دیگه حرف خاصی نیس . فقط امیدوارم بازی فردا رو با قاطعیت پیروز شیم تا ایشالا به صدر جدول نزدیک و نزدیک تر شیم و خودمون رو به اون چیزی که حقمونو برسونیم !

 

از تموم برو بچ اس اسیم خواهش می کنم اگه واسشون امکان داره و درس و مشقشون لطمه نمی بینه و کارو کاسبیشون کساد نمیشه فردا بیان ازادی و جیغ بکشن تا یه بار دیگه پرچم خوشکلامون تو ورزشگاه به احتزاز در بیان و فضا رو ابی اسمونی کنن !!!!!

 

ضمنا تیتر این موضوع رو هم همین جوری الله بختکی نوشتم . شرمنده اگه خیلی بی ربط بود و بیست و پنج بار هی گفتین " خوب این چه ربطی به اون داره الان ؟؟؟ "

 

راستی تا یادم نرفته اینم بگم که یکی از رفیقای با حال اس اسیمون ( اقا محسن لاجوردی ) عازم خدمت شده و الان یه هشت روزی میشه که موهاشونو تراشیدن و اش میل می فرمایند !!!

 

داش محسن من از طرف تموم اس اسیا میگم درسته خودت فعلا تا عید پیشمون نیستی اما خاطرت واسه هممون عزیزه و من خودم به شخصه شدیدا منتظرتم که برگردی پیشمون و دوباره اپای خوشکلتو ببینیم !!!

دیگه انصافا مراقب خودتون باشین . به جون خودم حیف ابیاس چیزیشون شه !!!

 

شاد و ابی و موفق باشین !

 

یا علی ... !!!

 
 
 |    نوشته شده توسط فرزاد
 
   
  سلام بچه ها . چطورین ؟ خوبین ؟ رو به راهین ؟؟؟  خوش بختانه امروز دیگه میشه این سوالا رو پرسید و بحث تمسخر و این چیزا هم در میون نیست .

خدا رو شکر ، گوش شیطون کر و چش حسودامونم کور امروز بالاخره بعد فک کنم چیزی حدود سه ماه و خورده ای روز تو تهران پیروز شدیم تا بالاخره رنگ ازادی امروز ابی بشه و طعم شیرین برد رو از همین تهران احساس کنیم !!!

اگه اشتباه نکنم اخرین باری که تو ازادی پیروز شده بودیم بر می گشت به بازی راه اهن که تو ماه رمضون برگزار شده بودو فرهاد تو اون بازیم مثه امروز دو بار گلزنی کرده بود . ( تو صحیح بودن گل دوم فرهاد که با ضربه ی سر زد و کمک داور نگرفت شک نکنین ) . برد امروز از دو جهت خیلی شیرین و دلچسب بود .

یک جهتش رو که عرض کردم خدمتتون ولی جهت بعدی به این خاطره که برد امروز همراه با یک بازی هجومی و زیبا لا اقل تو نیمه ی دوم بود. بچه ها امروز راحت می تونستن عوض این سه تا گل ( چند بار بگم بابا ؟؟؟!!! گل دوم فرهاد رو هم حساب کنین )  سه چار تا دیگم بزنن و حسابی دق دلیمونو تو این هفته های اخیر سر شیرین فراز خالی کنن که متاسفانه بخت باهامون عیاق نبود و دو بار تیرک دروازه و دو سه بارم بی دقتی مهاجمای خودمون مانع از به ثمر رسیدن گلای بیشتر شد . ولی خب طبیعتا چیزی که مهم بود سه امتیاز این بازی بود که خدا رو شکر به دست اوردیم !

اما به نکته های ریز بازی امروز که بخوایم اشاره کنیم باید اول از همه گیر بدیم به بازی فوق العاده تاخیری و کند روانخواه ...

امید با اینکه خودش خیلی بازیکن سرعتی و تند و تیزیه ولی متاسفانه تو چند تا بازی اخیر خیلی وقت ها شده که عوض سرعت دادن به بازی تکروی کرده و نه تنها موقعیتی واسه خودش ایجاد نکرده که حتی موقعیت های ضد حمله رو هم ازمون گرفته و این اصلا واسه یا بازیکن کناری که وظیفش ایجاد موقعیت و نفوذهای تند وتیزه چیز جالبی نیست .

البته ناگفته نمونه که امید دو سه تا حرکت خوبم تو این بازی انجام داد ولی در کل بازی قابل قبولی از خودش به نمایش نگذاشت که متاسفانه این عادت بد امید هم بعد از بازی با پرسپولیس و اون گل تاریخیش به لنگیا شروع شد . تا اونجایی که من یادمه امید قبل بازی با لنگیا و قبل اون گل بیشتر در خدمت تیم بود تا اینکه بخواد تکروی کنه اما بعد اون بازی بیشتر دوست داره خودش رو نشون بده تا به فکر تیم باشه که البته امیدوارم هر چه سریعتر این نقیصش بر طرف شه و دوباره بشه همون امیدرضای کوچولو و دوست داشتنی خودمون !

اما مساله ی بعدی که دیگه یه مساله ی کلیشه ای شده و تو این فصل کم بهش اشاره نکردیم مشکل خط دفاعی استقلاله که از همون اول فصل دچار سر در گمی و تغییر تحول بود و هنوز هم این مساله پا بر جاست . اینکه چرا پیروز قربانی با وجود امادگی تو تمرینات بازی نمی کنه و به یه نیمکت نشین محض تبدیل شده و بیژن کوشکی با وجود گافهای وحشتناکی که میده ( همون دقیقه ی ۲ بازی نزدیک بود کار دست تیم بده ) باید حتما تو ترکیب باشه سوالیه که خیلی وقته لا اقل ذهن من یکیو اشغال کرده و هر چی هم دنبال جوابش می گردم به جایی نمی رسم !

حالا این بماند ... اما مشکل خط دفاعی استقلال مشکل چیدمان و ارایش این خط دفاعیه که متاسفانه به شکل مبتدیانه ارایش میشه و کسی هم تا به حال فکری به حال این چیدمان دفاعی نکرده . بارها شده تو این فصل تو هر بازی وقتی مهاجمای حریف به سمت دروازمون هجوم میارن عدم هماهنگی لازم بین مدافعین و سر درگمی واضحشون باعث باز شدن دروازه ی تیم میشه و جالبه که بعد گل هم هیشکی رو نمیشه مقصر قلمداد کرد و همه تقصیر رو گردن هم میندازن .

این هم بماند ... مساله ی دیگه ای که امروز خیلی تو ذوق میزد مساله ی بی برنامگی بچه ها موقع زدن ضربات کاشته بود . استقلال با وجود این همه بازیکن ضربه ازاد زن که واسه خودشون ید طولایی تو زدن ضربات کاشته دارن به جز دو سه مورد تو این فصل هیچ وقت نتونسته از ضربات کاشتش به خوبی استفاده کنه و معمولا هر وقت یه موقعیت خوب نصیب تیم میشه ۸ نفر میرن پشت توپ و اخرشم به بدترین شکل ممکن ضربه رو میزنن که این مساله هم ظاهرا باید بماند ...

ولی شاید مهم ترین مساله ی بازی امروز که دیگه راه نداره بخواد بماندو باز هم یه جور بحث انتقادیه بازی کردن شفیعی مهاجم استقلال به جای محیدی بود . به اینکه چرا مجیدی عوض شد و رفت بیرون و این جور چیزا کاری نداریم ولی به اینکه چرا شفیعی وارد زمین شد نمیشه خرده نگرفت .

مایی که تو ورزشگاه بودیم خوب می دیدیم که  شفیعی حتی هنگام گرم کردن کنار زمین هم مشخص و تابلو میزنه که از امادگی لازم بر خوردار نیست و هنوز باید بیشتر روش کار شه اما نمیدونم چی شد که با وجود داشتن علی علیزاده یه دفعه شفیعی وارد میدون شد و به راحتی هر چه تموم تر یکی دو موقعیت عالی رو از دست داد و صدای هممونو در اورد .

انصافا استپ کردن توپ تو محوطه ی شیش قدم حریف و زدن یه بغل پا و رسیدن به گل چهارم ( گل فرهاد رو حساب کنین ) چه قدر کار سختیه که شفیعی نتونست از پسش بر بیاد ؟؟؟ نه خدایی چه قدر ؟ بیشتر از اینه که باید فقط دو روز با توپ کار کرده باشی ؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب بازیکنی که تا این حد نا اماده و به دور از شرایط مطلوب به سر می بره چرا باید بیاد تو زمین و علیزاده ای که هر پرتاب اوتش لا اقل نفس همه رو تو سینه حبس می کنه باید بشینه رو نیمکت ؟؟؟ یعنی میگین اینم دوباره بماند ؟؟؟ تا کی همین جوری همه چی بماند ؟؟؟ پس کِی دیگه نماند ؟؟؟

ولی خدایی جدا از شوخی از این مسائل منفی تیم اگه فاکتور بگیریم امروز بچه ها خیلی نکته های مثبتم داشتن که شاید مهم ترینشون بازی درگیرانه و استثنایی سعید بیات بود . خدایی امروز عالی بازی کرد و به جز یه بار اگه اشتباه نکرده باشم تو بقیه ی موارد هم تو جنگای فیزیکی برتر بود هم تو پاسهایی که ارسال میکرد یه نموره هایی از بازی حسین کاظمی رو تو ذهن ها زنده کرده بود ! تازه یه گل سیدورفی هم که زد ! دمش گرم . رحمت به همون شیر حلالی که مادرش بهش داده . خدا کنه روز به روز بهتر و مفید تر شه !!!

اما بحث مسائل فنی رو که بزاریم کنار میرسیم به بحث مسائل حاشیه ای . اول از همه تا مهم ترین مطلب رو عرض نکردم خدمتتون اینم بگم که احمدی ( گلر شیرین فراز ) اواسط نیمه ی اول گرمکنش پاره شد و بعد چون گرمکن دیگه ای نداشت مجبور شد با چسب نواری و چسب کاغذی و نمیدونم چسب کتابی و فلان و بهمان شلوارش رو ترمیم کنه تا مبادا ابرو و حیثیتشون بره !!!  به قول یه بابایی تو ورزشگاه می گفت این مدیر مسئولای شیرین فراز عوض وعده دادنای پنج میلیونی به بازیکناشون برن ۱۵۰۰ تومن بدن یه گرمکن واسه دروازه بانشون بخرن که اینجوری مایه ی ابرو ریزی و رسوایی تیمشون نشه !

اما مهم ترین مطلبی که می خوام عرض کنم خدمتتون بر میگرده به اپ هفته ی قبلم که یه اپ انتقادی و در واقع یه اپ وحشتناک بود .

اول از همه بگم که تو این یه هفته بماند که چه ها شنیدیم و چه ها بارمون کردن و چه ها بهمون گفتن . از کلاس درس گرفته تا همین اینترنت و وبلاگ و کلوپ و بقیه جاها هر کی از راه می رسید انگار قسم خورده بود که با ما در بیفته همون اول بسم الله شروع میکرد به اینکه اقا طرف ( یعنی من ) لنگیه و بندازینش بیرون و فلان و بهمان و از این حرفها . بماند که چند نفر تو این یه هفته به ما گفتن تو تیم رو فقط واسه روزای خوبش می خوای و وقتی می بازه تحمل شکست نداری و اراجیف می گی . بماند که سر اپ هفته ی قبلمون فحس عالم و ادمو بهمون دادن و گفتن تو لنگی هستی و واسه لنگیا اپ می کنی نه واسه استقلالیا ...

خیالی نیست . ما هم پیه همه ی این حرفا رو به تنمون مالیده بودیم و اپ کردیم . خیالی نیست تو این ۱۶-۱۷ سالی که واسه استقلال سرو دست شیکوندیم از این بدترشم شنفتیم و دم نزدیم . خیالی نیست فعلا که حرف بارمون کردن اگه خفتمونم می کردن باز ما ابی بودیم و به رومون نمی اوردیم !  ( فردین بازی رو حال می کنین ؟؟؟؟ )

ولی فقط ، دقت داشته باشین فقط محض اطلاع تموم لنگیایی که این مطلب رو می خونن و مطلب هفته ی قبل رو هم خونده بودن و شاخ شده بودن و روده درازی می کردن باید عرض کنم که استقلال یه خونوادس و منم یه عضو کوچیکی از این خونوادم . نه من ، تموم هوادارای استقلالی عضوی از این خونوادن که همگی دست به دست هم میدن تا این خونواده رو به سر منزل مقصود به بهترین شکل ممکن هدایت کنن . حالا گهگاهی اختلاف سلیقه و اختلاف نظر بین این خونواده هم به وجود میاد ولی این دلیل نمیشه که به خاطر دو کلوم حرف دست از عشقمونو و دست از تموم زندگیمون بکشیم !

اون دوستان لنگی که تو این یه هفته پیشنهاد وب نویسی تو لنگستانشون رو به من دادن و خیلی از حرفای هفته ی گذشتمو به تعبیر خودشون برداشت کرده بودن بهتره برن بشینن دم شابدالعظیمی حرمی امامزاده ای جایی طلب این بابا رافائل رو جور کنن دونگی کنن بزارن رو هم بفرستن واسه فیفا تا یه وقت سر از دسته دو و دسته سه و جام محلات و این جور جاها در نیارن .

من درسته حرفای هفته ی پیشم جنبه ی انتقادی داشت ولی هدفم تخریب کسی نبود . درسته خیلیا قبول نداشتن و بهمون توپیدن که چرا این حرفا رو زدی لنگیا شاخ میشن و فردا نمیشه جمعشون کرد ولی مهم این بود که یه سری از واقعیت ها رو گفتم و هنوزم معتقدم که تموم حرفام سلیقه ای بود و به عنوان یه هوادار حرف زده بودم . اون چیزی که عقلم می گفت رو گذاشتم رو دایره تا بقیه هم همفکری کنن ... حالا بعضیا به به و چه چه کردن و بهمون حال دادن و بعضیا هم زدن تو ذوقمون و گفتن در وبلاگتو گل بگیری بهتره ... اصلا برو بمیر !!!

اما خدایی از تموم کسانی که تو این یه هفته به خاطر حرفام بهشون به عنوان یه استقلالی بر خورد و ناراحت شدن معذرت می خوام و البته پیش نهاد می کنم اگه هنوزم ناراحتن از حرفام فقط همین قدر از زبون من بشنفن که فیروز خان ، ناصر خان ، استقلال قهرمان ... همین !!!!!!!!!!!!!

ضمنا از فهیمه خانوم با معرفتم که لطف کرده بودو جواب منو تو وبلاگش ( دنیای ابی ) نوشته بود خیلی ممنونم و البته از ظرافت و دقتش تو مطالبم هم خیلی ذوق مرگ شدم ... منم باهات موافقم فهمیه خانوم . منم هدفم ناراحت کردن و رنجوندن کسی نبود ولی به هر حال اگه به عنوان یه استقلالی از دست یه استقلالی دیگه رنجیدی شرمنده . باور کن من به اندازه ی موهای سر داش علی منصوریان چیزی تو دلم نبود !!!

خلاصه اینکه ما خاکِ خاکِ پای تموم استقلالیای با معرفتیم و همشونو مثه داداشامونو ابجیامون دوست داریم . چه اونایی که این وبلاگو دیدن و نظر دادن چه اونایی که دیدن و نظر ندادن و چه اونایی که اصلا ندیدن . واسه ما فقط ابی بودنشون شرطه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یه بار دیگه برد شیرین امروزو به همتون تبریک میگم . ایشالا این برد دیگه واقعا جهشی باشه واسه بردای اینده و رسیدن به همون سر منزل مقصودی که هممون داریم با هم تلاش می کنیم تا بهش دست پیدا کنیم !!!

مراقب خودتون باشین ...حیف ابیاس چیزیشون شه !

شاد و ابی و موفق باشین !

یا علی !!!!!!!!!!!!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط فرزاد
 
   
  سلام بچه ها ... چطورین ؟ خوبین ؟ رو به راهین ؟ سوالای مسخرم دوباره شروع شد ... !

امروزم باختیم ... نه ، ببخشید ! لوله شدیم ! امروز ژنرال ابی ها نشون داد با منطق و عقل و هوش فوتبالی تو زمین فوتبال میشه پیروز شد نه با کل انداختن و زبون بازی بیرون زمین !!!

انقدر این فصل پای تک تک بازیای استقلال حرص خوردم که هر بار میام انتقاد کنم احساسی میشم و عقاید شخصیمو بیان می کنم ولی انصافا امروز می خوام بدون هیچ گونه تعصبی نسبت به کسایی که دوسشون دارم و بدون اینکه احساسی شم اون چیزی که به نظرم واقعیته رو بریزم رو دایره ...

اول از همه اینکه قلعه نویی امروز نشون داد که سطح مربیگریش خیلی بالاتر از فیروز کریمیه و شاید اگه تو ۹۰ دقیقه یکم شانس با قلعه نویی و تیمش یار بود الان استقلال با نتیجه ی سنگین تری کرمان رو ترک می کرد .

واقعا شعور و درک فوتبالی قلعه نویی به تمام مربیای استقلال از فیروز کریمی گرفته تا صادق ورمرزیار می چربید و از همشون یه سرو گردن یا شایدم بیشتر بالا تر بود ! قلعه نویی امروز مزد هوشش رو گرفت مزد هوش سرشاری که یه بارم با تکیه به همین استعدادش استقلال رو قهرمان لیگ کرده بود !

اما فیروز کریمی تو روزی که حرف اول رو هوش و درک فوتبال میزد نشون داد خیلی کمتر از اون چیزی که ادعا می کنه از استقلال و فوتبال این تیم و در واقع فوتبال روز شناخت داره !

می دونم اینا رو بنویسم دوباره خیلیا گیر میدن که چرا احساسی و ناشیانه حرف زدی و زود قضاوت کردی اما خدایی شمام اگه بنا رو به طرفداری افراطی از فیروز کریمی نزارین تو خیلی از موارد با من هم عقیده می شین !

آقای کریمی ! بازی امروز رو به شما و تاکتیک نداشتتون باختیم ...

آقای کریمی ! تا کی قراره با وعده وعیدای سر خرمن خودت و ما رو بپیچونی و قالمون بزاری ؟

آقای کریمی ! تو با چه استدلالی فرهاد رو دقیقه ۳۰ بازی عوض می کنی ؟؟؟ مگه وظیفه ی فرهاد دفاع کردنه که گفتی فرهاد باید روی گل اول مرتضی ابراهیمی رو می گرفت ( بعد بازی به خبرنگارا گفته ) کجای دنیا دیدی یه مهاجم رو به خاطر اینکه تیمش گل خورده بکشن بیرون ؟؟؟ فرهاد تا زمانی که تو بازی بود از خیلیا بیشتر می دوید . از خیلیا بیشتر درگیر می شد و اگه دو تا موقعیت نصف و نیمه هم گیرمون اومد از صدقه سری همین فرهاد بود ...

آقای کریمی ! این دفاعی که چیده بودی و این چینش دفاعیت که بیشتر اتوبان شهید همت رو تو ذهن هوادارای استقلال تداعی می کرد با کدوم شعور فوتبالی ارایش شده بود ؟؟؟

آقای کریمی ! تعویض های مضحکی که انجام می دادی با کدوم عقل و منطق مطابقت می کرد ؟ چرا وقتی سعید بیات نفسش بریده و رسما هیچ نقشی تو زمین نداره باید تا دقیقه ی ۹۰ بازی کنه و منصوریان طبق یه روال کلیشه ای تعویض شه ؟

آقای کریمی ! چرا نباید پیروز قربانی از ابتدا وارد زمین شه ؟ چرا قسم خوردی که بیژن کوشکی با وجود هزارو یک اشتباهی که تو زمین انجام میده از همون دقیقه ی ۱ تو ترکیب ثابت قرار بگیره ؟ چرا هیچ وقت پیروز قربانی و امیر حسین صادقی رو که مدتهاست دارن کنار هم بازی می کنن از اول وارد زمین نمی کنی ؟

آقای کریمی ! شمایی که ادعات میشه تو طول دوره ی مربیگریت همیشه بدن سازی همه ی تیماتو خودت به عهده داشتی چرا تموم هافبکات فقط ۳ - ۴ کیلو با حسین رضا زاده تفاوت وزن دارن ؟؟؟

آقای کریمی ! تا کی باید صبر کنیم تا شما ترکیب ثابت تیم رو پیدا کنی ؟ یه بازی نوازی و امیر ابادی رو میزاری ... یه بازی امیر ابادی و منیعی رو وارد زمین می کنی ... دوباره بازی بعد نوازی و منیعی میرن تو زمین ... یه بازی پژمان هافبک دفاعی وا میسته ... دوباره بازی بعد تا میاد به پست قبلیش عادت کنه میفرستیش تو خط دفاع ... تو خط حملم که قربونش برم هر دفعه هر کی پیرهنش کم تر چروک داشته باشه بازی می کنه ... یا شایدم ده بیست سی چهل می کنی و الله بختکی مهاجماتو انتخاب می کنی !

آقای کریمی ! بدون هیچ گونه تعصبی می گم : تو به قول خودت با بیست و خورده ای سال مربیگریت انگشت کوچیکه ی ژنرال ما هم نمی شی ... آقای کریمی ما زمون ژنرال اگرم می باختیم لا اقل تموم هوادارامون از بازی زیبای تیممون لذت می بردن و اخر بازی حتی اگرم باخته بودیم قلعه نویی و بچه ها رو یکصدا تشویق می کردن ... !

ژنرال !!!

آقای کریمی ! شما ، تو پنج بازی لیگ برتر که هدایت استقلال رو بر عهده گرفتی فقط ۶ امتیاز از ۱۵ امتیاز ممکن رو به دست اوردی ... یعنی رسما ۹ امتیاز رو به راحتی هر چه تموم تر تقدیم حریفات کردی و تو پنج تا بازی سه تا باخت اوردی ... سه تا باخت تو پنج تا بازی کارنامه ی وحشتناکیه که فقط از شما بر میاد ... ما زمون ژنرال تو کل فصل سه تا باخت میاوردیم نه تو پنج تا بازی ! تازه اون دو تا بردی هم که شما تو این پنج تا بازی اوردی همگی از رو شانس بوده . بازی با ذوب اهن تو لیگ رو که فرشید طالبی به اشتباه دروازه ی خودشون رو باز کرد بازی با استقلال اهواز رو هم که روی هشیاری بازیکنای خودمون بردیم نه روی تاکتیکای نداشته ی شما !!!

آقای کریمی ! اینجا استقلال اهواز نیست که شما واسش تعیین تکلیف کنی و بگی تا هر وقت درستش نکنم از تیم نمیرم ! اینجا استقلاله ... این تیم دو بار قهرمان اسیا شده ... این تیم دو سال پیش قهرمان لیگ ایران شده ... این تیم بیست میلیون هوادار داره که هر کدومشون یه دنیا شعور فوتبالی دارن !!!

آقای کریمی ! شما وقتی اومدی تو تیم ، ما فقط ۴ تا باخت داشتیم ولی حالا با گذشت فقط پنج بازی از زمون مربیگری شما ۷ تا باخت عاید تیممون شده و این حیثیت هوادارای استقلال رو خدشه دار می کنه . هواداری که همیشه عادت داره سرش رو بالا بگیره و با افتخار از تیمش حرف بزنه حالا شاید کمتر جسارت داشته باشه در مورد تیمش با کسی صحبت کنه و مقصر همه ی این ناکامی ها شمایی ... خود شما !!!

آقای کریمی ! شما حتی بازی جام حذفی رو هم نبردی ... اون بازی رو هم وحید برد ! برو خدا رو شکر کن که وحید رو داری وگرنه الان همین نیمچه اعتباری هم که بین هوادارای استقلال به خاطر رسوندن تیم به مرحله ی بعد جام حذفی داری و از دست داده بودی و جام حذفیم پر شده بود !

آقای کریمی ! ما زمون ژنرال بهترین بازیای تیممون رو می دیدیم و هر بازیکنمون در نوع خودش بهترین بود چون ژنرال بلد بود چه جوری از بازیکن بازی بگیره ولی شما حتی بهترین بازیکن ما رو هم می بری زیر سوال و بازیش رو خراب می کنی !

آقای کریمی ! هوا ورت نداره ... اینجا یه تیم شهرستانی با نیم میلیون هوادار نیست که مدام واسش از اینده حرف بزنی و بگی تا تیمو قهرمان نکنم بیرون برو نیستم ... شاید اگه حاجی به خاطر بیشتر نرفتن تیم تو حاشیه نبود تا الان سه بار حکم اخراجت رو امضا کرده بود . شاید اگه به خاطر جام حذفی و اون برد ناپلئونیت نبود الان هوادارای استقلال یه کاری کرده بودن که خودت دمتو بزاری رو کولتو بری ... حیف که هم حاجی نمی خواد اعتبارش بره زیر سوال ، هم هوادارا تحملشون زیاده !!!

آقای کریمی ! به چی دلمون خوش باشه ؟ به بازیای زیبای تیممون ؟ به نتایج درخشانی که می گیریم ؟ یا به شخصیت جنتلمن و اقا منشانه ی شما ؟؟؟ 

آقای کریمی ! هوادار استقلال دنبال زبون بازی و کل انداختن نیست . هوادار استقلال بازی می خواد ، نتیجه می خواد ، قهرمانی می خواد !

آقای کریمی ! شما از زمونی که اومدی تو تیم به جز اینکه کلی خبرنگار رو از مجله های مختلف طنز پشت در باشگاه جمع کنی تا باهات مصاحبه کنن و حرفاتو به عنوان تیتر اول مجلشون چاپ کنن چی به تیم اضافه کردی ؟ شما نه تنها تیمت از نیم فصل اول بهتر بازی نمی کنه بلکه حتی ضعیف تر و کم جون تر از نیم فصل اول تیم رو وارد زمین می کنی و این یعنی یکی دو گام رو به عقب !

آقای کریمی ! شمایی که ادعات می شد بعد ۲۰ جلسه تمرین به منچستر هم نمی بازی پس چطور شد بعد این همه مدت به پاس همدان و صنعت نفت ابادان و مس کرمان بفرما زدی ؟ چطور شد قافیه ها رو دو دستی تقدیم کردی و تو پنج تا بازی سه بارش شکست خورده اومدی بیرون ؟

آقای کریمی ! من چند هفته پیشم گفتم بازم می گم ، با اینکه خیلیا حرفامو قبول نداشتن ( خیلیام داشتن ) و میگفتن دارم از روی عصبانیت یه چیزی به هم می بافم و تحویلشون میدم و شاید هنوزم حرفامو قبول نداشته باشن ولی من همچنان معتقدم شما به درد استقلال نمی خوری ... نه اهداف تاکتیکیت و نه شخصیت داخلیت ... ! خدا پدر همون ناصر خانو بیامرزه ... لا اقل زمون ناصر خان اگه تیممون تاکتیک خوبی نداشت که باز به نظرم همونم از تاکتیک شما سرتر بود ولی ناصر خان خودش یه پا اسطوره و جنتلمن بود که اخر بازی می رفت دست تک تک بازیکنا رو می گرفت و از زمین بلندشون می کرد نه اینکه مثل شما هر دفعه یکی رو مقصر اصلی قلمداد کنه و خودش رو از پذیرفتن شکست فراری بده !

ناصر خان

آقای کریمی ! کاش هیچ وقت به استقلال نمی یومدی ! کاش حاجی بیشتر تامل می کرد و کاش اگه قرار به اومدن شما بود همون خود ناصر خان بالا سر تیم وایساده بود !!!

می دونم با گفتن این حرفا خیلیاتون احساس خوبی نسبت بهم پیدا نمی کنین و شاید به نظرتون بیاد که تموم حرفام از روی عصبانیت بوده ولی باور کنین تک تک حرفام از روی دلیل و استدلال زده شد ...

به هر حال من چندین بار گفتم ( حتی قبل از اومدن فیروز به استقلال ) استقلال تیم با کلاس و با شخصیتیه و دنبال مربی با سواد و جنتلمنی می گرده که با فوتبال روز دنیا اشنا باشه نه دنبال کسی که فقط تو زبون بازی گوی سبقت رو از بقیه ربوده ...

تو این فصل هر تیمی که مربیاشو بین فصل عوض کرد و مربی جدید اومد بالا سر تیم موفق بود ، ابومسلم ، ذوب اهن ، پگاه ، مس کرمان ، استقلال اهواز ، و حتی چند تا تیم دسته یکی ولی این وسط شاید تنها تیمی که با عوض شدن مربیش هم دردی از درداش درمون نشد ما بودیم که اونم به خاطر عجله ی بیش از حد مسئولین باشگاه و عدم انتخاب صحیح یه مربی با دانش بود !!!

امروز ما لوله شدیم و به نظرم این حق مس کرمان بود که این بازی رو ببره چون فوق العاده حرفه ای و هشیار عمل کرد و این رو هم مدیون مربی باهوشی مثل امیر قلعه نویی بود که کاش هیچ وقت از استقلال جدا نمی شد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امشبم به جرگه ی شبای دردناکی پیوست که تو این فصل کم از این شبا نداشتیم !!!

مراقب خودتون باشین ... !!!

یا علی !!!!!!!!!!!!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط فرزاد
 
   
  سلام بچه ها !  خوبین ؟ رو به راهین ؟ برد استقلال مبارکتونه ؟؟؟  

اقا تبریک می گم . اولین بازی نیم فصل دومو با یه گل ازون گلای زمون قلعه نویی بردیم . ازون گلایی که همیشه دقیقه ی ۸۰ تا ۹۰ میزدیم . ازون گلایی که همیشه اگه حتی اول عقب بودیم ولی انقدر روحیه ی جنگندگی و جسارت داشتیم که حتی تو همون ۱۰ دقیقهی اخر دو تا گل بزنیم و بازیو ببریم . این اتفاق بارها زمان قلعه نویی افتاد و دیروزم دوباره بعد مدتها شاهد یه همچین بردی بودیم !

سرور هر چی لنگیه !!!

بماند که دیروز بهمون چی گذشت تا بازیو بردیم . بماند که قبل بازی چند تا مو داشتیم و بعد بازی چند تا !!!

اما دیروز بردمون یه تفاوت اصلی با تموم بردای این فصلمون داشت . تو این فصل تو هیچ مسابقه ای اتفاق نیفتاده بود که گل اول رو ما بخوریم و بعد بتونیم بازی رو ببریم ! ( به جز بازی با ذوب اهن که تو جام حذفی بردیم از رو پنالتی )  معمولا تو بازیای این فصل ما گل اول رو می زدیم و بعد پشت سر هم دفاعمون گاف می داد و اخر سر هم بازی رو دو دستی تقدیم حریف می کردیم و خودمون بازیو می باختیم !

اینو گفتم که بگم دیروز بعد از اینکه گل اول رو خوردیم به خاطر همین موضوعی که عرض شد و با اون سبک بازی بچه ها به خودم گفتم خیلی خودمونو بکشیم می تونیم یه تک امتیاز از اهواز بگیریم . اخه هم بچه ها خیلی بی روح بازی می کردن ( به غیر از جباری ) و هم تیم استقلال اهواز تموم روزنه های نفوذی استقلالو بسته بود و به هیشکی اجازه ی نزدیک شدن به دروازش رو نمی داد .

اما با اومدن فرهاد و ارش که ذاتا دو تا بازیکن سرعتی و تکنیکی ان و می تونن از کناره ها و از عمق خوب نفوذ کنن مشکلات دفاعی استقلال اهواز نمایان شد و بچه ها تونستن از روزنه های کناری مدافعین اهوازی دو تا گل بزنند !

اما چی شد که بردیم ؟؟؟ به نظر من تو این بازی بچه ها لا اقل از نظر بدنی سر تر از استقلال اهواز بودن و از دقیقه ی ۷۰ به بعد خوب تونستن نبض بازی رو در اختیار بگیرن . هر چند حمله ای صورت نمی گرفت اما بازم بچه ها تو همون میانه ی میدانم میدونداری می کردن که البته فایده ای نداشت و این کار بیشتر به درد تیمایی می خوره که بازی رو پیش افتادن !

به نظر بعدیه من ( چی گفتم ؟ )  دیروز جباری گر چه هنوزم با اون جباری دو فصل پیش فرق می کرد اما خیلی سر حال و شاداب نشون می داد . خوب درگیر می شد خوب نفوذ می کرد خوب از فکرش کار می کشید و در کل با چشم باز بازی می کرد . البته تو این وبلاگ ما هر وقت از جباری تعریف کردیم بازی بعدی حسابی افت کرد و هیچ صلابتی تو بازیش دیده نمی شد ولی امیدوارم این دفعه از اون دفعه ها نباشه ( مترادف این تو بمیری از اون تو بمیریا نباشه )

تو خط حمله هم علیزاده گر چه بازیش زیاد به چشم نمی یومد اما تا وقتی تو زمین بود و هر وقت توپ بهش می رسید به غیر از یکی دو صحنه خوب کار کرد و نشون داد که می تونه بیشتر از اینا پیشرفت کنه و صرفا واسه پرتاب اوت وارد بازی نشه . تو یه صحنه تو نیمه ی اول دو سه تا بازیکن رو دریبل کرد و زد به قلب دفاع و اینا همه داشت جلوی چشای گرد شده ی من از تلویزیون پخش می شد و باعث شده بود یکی دو بار بی اختیار بگم " اوهو ... نه بابا ؟ !!! اوهوووووو ... "

علیزاده

تو خط دفاعم به نظر من پژمان منتظری خوب کار کرد و البته قربانی هم به جز یکی دو صحنه اشتباه خاصی نداشت ولی بر عکس بیژن تو بازی دیروز بر خلاف بازیای قبلیش چند مورد اشتباه فاحش داشت و حسابی گافای معنی داری می داد . خدا وکیلی یه صحنه تو نیمه ی دوم که میداوودی اون ضربه ی غافلگیر کننده رو از پشت محوطه جریمه زد اگه وحید هشیارانه عمل نکرده بود و به خوبی رفلکس نشون نمی داد الان شاید از کنار بیژن کوشکی به این راحتیا نمی گذشتیم !!!

این تعریفمم رو حساب علاقم به وحید نذارین . خدایی رو گلی هم که خورد مقصر نبود . میداوودی ضربشو خیلی دقیق و اروپایی زد . یاد ضربات جان فرانکو زولا افتادم وقتی تو چلسی بازی می کرد . همیشه عاشق همچین ضربه هاییش بودم . والبته یاد ضربات استنایی میشل پلاتینی که همیشه همچین ضرباتی میزد . البته زمونی که میشل پلاتینی همچین ضربه هایی میزد ما هنوز طرح به دنیا اومدنمون تصویبم نشده بود  ولی در کل میگن اینکاره بوده ! بابا بزرگم تعریف می کنه میگه خیلی اینکاره بوده ... ما خانوادتا فوتبالدوستیم !!!

اما تو بازیکنای مورد دار دیروز به غیر از کوشکی می تونیم به روان خواه و بیات هم اشاره کنیم . روانخواه تو بازی دیروز رسما نمودار مارو رسم کرده بود ( یه چیزی تو مایه های دهنمون سرویس ) ان قدر با توپ ور میرفت و توپ لو می داد که هر چی نفرین از مامان بزرگم یاد گرفته بودم حوالش کردم !  خدایی خیلی دیروز بد بازی کرد . البته دو سه تا حرکت خوبم کرد اما در کل اگه قرار بود از ۲۰ نمره من بهش نمره بدم ۳ رو به زور می دادم اونم واسه اینکه خوش خط نوشته بود !

بیاتم که دیروز زمین تا اسمون هفتم با اون بیات بازی با ذوب اهن فرق می کرد . خیلی بیش از حد توپ رو نگه می داشت . پاس های اشتباه می داد . تو دور زدنم که رسما دست میثم بائو رو از پشت بسته بود . ان قدر دور خودش می چرخید که من یکی دو بار فکر کردم سر گیجه گرفته دو به شک مونده که باید کدوم وری بره !!!

خلاصش اینکه به جز همه ی این بازیکنایی که عرض شد نوازی و امیر ابادی هم خوب بودن خصوصا امیر ابادی خوب تونسته بود سمت چپ دفاعو پوشش بده و تو اکثر اوقات اجازه ی رد شدن به هیچ احد الناسی رو نمی داد ! ضمن اینکه گل برتریمون رو هم مهدی زد ! 

ارش هم که دیروز با اون گلی که زد نشون داد می تونیم تو نیم فصل دوم بیشتر روش حساب کنیم . تا اونجایی که من یادم میاد این اولین باری بود که ارش بدون استپ کردن توپ و ور رفتن الکی باهاش همون اول کار سرضرب توپو شلیک کرد و اصلا همین موضوع باعث شد تا توپ بره تو گل !

رو گل دومم که فرهاد واقعا حرفه ای کار کرد و با اون پاس رو به بیرونش نشون داد که انصافا یکی از حرفه ای ترین ، با هوش ترین و با تجربه ترین بازیکنای استقلاله !!! خدا حفظش کنه !

مجیدی کلینزمن

اما یه موضوع مختصر دیگه هم که دوس دارم بهش اشاره کنم برد ناپلئونی لنگیا مقابل تیم ۱۹ جدوله !  خدا بگم چیکار نکنه اون حسن هوری رو که با اون دفع استثناییش یاد نیما نکیسا رو تو خروج از دروازه و یاد ممد نصرتی رو تو دفع توپ واسه هممون زنده کرد !!!  خدا اینم حفظش کنه !

من نمیدونم اگه گلر نفت دیروز اون توپو اون مدلی دفع نمی کرد الان لنگیا داشتن با چی حال و حول می کردن ؟؟؟ حالا جالبه بعد بازیم افشین خان قطبی فرمودن تو قهرمانی ما شک نکنین !!!  باشه افشین خان ... تو قهرمانی شما که شک نداریم منتهی یکم ، یکم ها ! یکم تو اون نیم مثقال عقل و هوش شما شک داریم که اونم طی هفته های اتی به امید خدا به یقین تبدیل می شه !!!

ضمن اینکه روزنامه ی لنگیام امروز تیتر زده بود " پرسپولیس نفت را به اتش کشید ! " ... اولا که یکی نیس بگه اون تیمی که ما دادیم گازوئیلم نبود چه برسه به نفت . ثانیا اون یه دونه گلی که شما زدین و بازیو شانسی شانسی و الله بختکی بردین جرقه هم نبود چه برسه به اتیش !!!

و ثالثا ... اخه مگه مرض دارین تو این بی نفتی و بی گازی ، با اینکه می دونین کلی ادم تو اون سر کشور دارن از عدم وجود گاز داغون می شن ور می دارین نفت بازی می کنین ؟؟؟  اخه به شمام میگن ادم ؟ به شمام میگن انسون ؟ خجالت داره ... قباحت داره ... یکم انسان دوست باشین لنگیای عزیز .  یکم ادم باشین نزارین بابت این جملات مضحک و مسخرتون روزانه چندین نفر  استقلالی از شدت خنده ی زیادی روده بر و دل ضعفه برن ... خدا رو خوش نمیاد !  

و اما جالب ترین نکته ی بازی دیروز پرسپولیس حرکت کاپیتان لنگیا بود . بازیکنی که ادعاش تا اسمون هفتم همه رو خبر دار می کنه ! شیث رضایی که تا همین دیروز سر نخواستنش دعوا بود تو یه صحنه تو محوطه ی هجده قدم نفتیا مثلا ، دقت داشته باشین مثلا !!! می خواست ادای رونالدینیو رو در اره . رونالدینیو یه حرکت داره که به سمت راست نگاه می کنه و بعد به سمت مخالف پاس میده ! دیدین ؟؟؟

رقص سامبا رو دارین ؟

این بابام می خواست دیروز همین کارو انجام بده ... منتهی اول روشو کرد سمت بازیکن خودشون پاسشو داد بعد که دیگه خیالش راحت شد پاسشو داده و به بازیکن تیمشونم رسیده روشو کرد اون ور که بگه اره ! منم اینکارم !!!

خدا وکیلی اول که پاسشو داد و روشو کرد اون ور من فکر کردم یه تماشاگری هواداری کسی چیزی بهش گفته می خواد بره ترتیبشو بده منتهی بعد که فهمیدم به خاطر فرهنگ بالای لنگیا یه نفر تماشاچیم تو اون زمین صد هزار نفری پیدا نمیشه تازه دو زاریمون افتاد که بابا !!! این می خواد ادای رونالدینیو رو در اره !!!

البته من قصد نداشتم اینو اینجا بگم چون از قدیم گفتن دل شکستن هنر نمی باشد / تا توانی دلی به دست اور ( اینم نکته ی اخلاقی واسه اینکه هی نگین من همش چرت و پرت می گم )  منتهی چون دیدم حیفه شما رو از یه خنده ی اساسی بی نصیب بزارم گفتم براتون بگم و البته مطمئنا خیلیاتون خودتون دیدین و همزمان با من زدین زیر خنده و تا نیم ساعت نفستون بالا نمی یومد !

به هر حال خواهشی که ازتون دارم و با اینکه می دونم سخته و نمیشه نخندید اینه که سعی کنین به خاطر نشکوندن دل این جوون زیاد به روی خودتون نیارین و حتی اگه راه داره خودتونو بزنین به اون راه که اره بابا خدایی حرکتت رونالدینیویی بود . اصلا تو شیث رونالدینیو اینا نیستی ؟؟؟

اینجوری هم از خودکشی کردن یک فروند بازیکن لنگی جلو گیری کردین و هم باعث شدین تا ما همچنان هر هفته به سوژه های این بابا کرکر کنیم !

دیگم حرف خاصی نیس . فقط مثه همیشه امیدوارم بتونیم از این به بعد با بازیای خوب و جذاب و شاداب نیم فصل اول رو جبران کنیم و خیز بلندی واسه ادامه ی راه ورداریم !

این رو هم یادتون باشه . اگه یه وقت استقلال امسال قهرمان لیگ نشه ، پرسپولیسم نمیشه !!! اینو حتم داشته باشین که امسال قهرمان لیگ نه پرسپولیسه ، نه سپاهان !!!  حالا ببینین من کی گفتم !

در ضمن عنوان وبلاگ رو هم به خاطر اینکه نمیرسم مثل قبلا هر روز اپ کنم عوض کردم و به همون عنوان اولیه تغییر دادم !

مراقب خودتون باشین . حیف تاجیاس که چیزیشون شه !!!

همچنان به این وبلاگ سر بزنین ... نزارین دل ما بشکنه !

هوای خودتونو داشته باشین !

شاد و ابی و موفق باشین !

( این مطالب رو دیروز نوشتم اما به خاطر یه سری مشکلات ثبت موقت کردم )

یا علی ... !!!

 
 
 |    نوشته شده توسط فرزاد
 
   
   

سلام !  اوه اوه چه تاری بسته این وبلاگ ! البته وبلاگ که نه بیشتر شبیه یه زیر زمین متروکس ... !

خوبین بچه ها ؟ رو به راهین رفیقای خوشکلم ؟ چه خبرا ؟ منم خوبم از احوالپرسی های شما ... !

محرم چطور بود ؟ تاسوعا ؟ عاشورا ؟ چقدر تو این یکی دو هفته دلاتون صاف شد ؟؟؟ !!! چقدر خجالت نکشیدین و تو جمع امام حسین رو صدا زدین ؟ خدایی چه قدر ؟؟؟ چقدر شله و شله زرد نذری خوردین ؟  جان مادراتون چه قدر ؟؟؟ !!! ما که والا ماکارونی نذری هم خوردیم !

این محرمم گذشت . تاسوعا هم رد شد . عاشورا هم سپری شد . شام غریبانم رفت شمعم روشن کردم ولی هنوز اندر خم یک کوچه ام ... !!!

تو این محرمی چه ها که نشد . همسایه ی مسیحیمون مسلمون شد اسمشم گذاشت ابالفضل ( اول مخیا بود ) دخترش به دنیا اومد اسمشو گذاشت فاطمه اخر سر هم شله زرد نذری داد واسه سلامتی بچش ... !

رفیقم فوت کرد ... ! به مهلک ترین وضع ممکن . تو تصادف عمرشو داد به شما تا از اون همه لحظات تلخ و شیرینی که باهاش داشتم فقط خاطره هاش واسم بمونه ! اسمش حسین بود ! به حرمت همین نامش خدا رحمتش کنه !

یکی از رفیقای دانشجومم فوت کرد ! اونم تو تصادف . دیروز هفتمش بود . اسمش نسیم بود ! حیف بود . انقدر شاد و اکتیو بود که هیچکس فکر نمی کرد حتی پیر شه چه برسه به این که یه دفعه تو اوج جوونی و ۲۳ سالگی کوله بارشو جمع کنه و مرد سفر شه ! نمی دونم حیفه اون بود که رفت یا حیف ماس که بیشتر از این سهم نداریم با این افراد باشیم !!! خدا به مادرش صبر بده !!!

 بگذریم ... حق ندارم این چیزا رو این جا بگم . اصلا حق ندارم !!!!!! ولی گاهی ادم دلش می خواد حقو زیر پاش له کنه تا خفه نشه ! دردو دل بود ... بگذریم ! فقط اگه دوست داشتین واسه شادی روحشون یه فاتحه بخونین ، همین الان !!!!!!!!

................................................................................................................................

دقیقا از همین الان که حساب کنیم ۲۲ ساعت و ۳ دقیقه و ۶ ثانیه ی دیگه مونده تا شروع نیم فصل دوم واسه ما اس اسیا ( الان شد ۲۲ ساعت و ۳ دقیقه درست !!! )  

مهم نیس که تو این چند ساعت باقی مونده چیکار می کنیم مهم اینه که تو این چند روز گذشته چیکار کردیم ! اول از همه همون طوری که هممون می دونیم بچه ها طی یه سفر پر بار و مفید ( به گفته ی خودشون ) رفتن دبی و اونجا تمرینات اماده سازیشون رو واسه نیم فصل دوم اغاز کردن . تمریناتی که گفته می شد حتی گاهی ساعت ۱ نصف شب ( همون بوق سگ خودمون )  انجام میشه و بچه ها عوض تمرین ، خوابشونو واسه فیروز خان کریمی تعریف می کنن . بعضیا رو هم که فیروز خان گلاب به روتون از تو دست به اب میاورده بیرون و تمرینشون می داده ( غلط نکنم یحتمل داشتن اعمال پسندیده ی جیش بوس لالا رو اون تو انجام می دادن )  ـ ببخشید یکم بی ادب شدم ـ

فک کنم اینجا اماراته

اما از شوخی گذشته اونجوری که من شنیدم و تو مصاحبه ها اعلام می شد اردوی امارات یکی از پر بار ترین اردوهای تمرینی استقلال تو این چند سال اخیر بوده . ضمن اینکه بچه ها اونجا یه بازی هم با تیم ویند امارات انجام دادن که موفق شدن با گل دقیقه ی ۸۹ روان خواه یه برد ناپلئونی رو کسب کنن ( خودم میدونم بدنا اماده نبوده واسه چی داغ می کنی ؟ )

اما بعد از برگشتن از امارات اینجا حسابی خوردن به ستون و به خاطر بارش سنگین برف عوض تمرین تو زمین چمن عینهو این بد بخت بیچاره های فلک زده بار و بندیل کردن و رفتن تو سالن سرپوشیده تمرین کردن که اتفاقا یکی دو تا هم مصدوم رو دستمون گذاشت !

البته میگن کلنگ کمپ استقلال هفته ی اینده قراره زده شه و این مکافات و بد بختیا تموم شه ولی اون جوری که من خبر دارم این کلنگ بد مصب تا ظهور اقا زده نمیشه و گمونم قضیه از همون وعده های سر خرمنیه که کم نشنیدیم !

علی ایحال ( به یاد فیروز خان )  بچه ها با هر وضعی که بود یه زمین تمرین که بیشتر شبیه میدون جنگ بود و واسه دلخوشی یه دونه علف هرزم توش پیدا نمی شد ( زمین پونک ) گیر اوردن و تمرین کردن ولی اونم مالی نبود و خیلی زود مسئولای تیم تصمیم گرفتن تا برن یه زمین تمرین اجاره کنن .

واسه همین رفتن سراغ باشگاه پیکان و دست به دومن مسئولای این تیم شدن تا یه زمین تمرین اجاره ای بهمون بدن ! حرف از پیکان شد تا یادم نرفته بگم که لنگیا چار پنج روز پیش تو یه بازی و شاهکار تاریخی از تیم دوم پیکان ( سمند ) ۰-۱ باختن و یه بار دیگه اون تاکتیک و وحدت بین المللی شون رو به رخ ملت کشیدن !  خدا رو شکر که خود حمید خان استیلی داور این بازی بود وگرنه باز بهونه میاوردن که ما به داوری باختیم !!!  هر چند بعیدم نیس حمید خان رو حساب رفاقتی که با اق افشین داره به نفع حریف سوت زده باشه !!!

از بحث استقلال دور نشیم . بچه ها بعد از اینکه زمین ایران خودرو رو اجاره کردن بعد مدتها یه دل سیر نشستن به چمنای ورزشگاه نیگا کردن تا حسابی عقده گشایی کنن و بعد به تمرین پرداختن . ضمن اینکه گفته میشد تو تمرینات تیم جباری ، مجیدی ، طالب لو و قربانی اماده ترین نفرات تیم رو تشکیل میدادن !

پیروز قربانی ، دقیقه ی 93 !!!

اما پژمان منتظری هافبک دفاعی محجوب استقلال چند روز پیش ( تاریخ دقیقش رو نمی دونم ) متاسفانه مادرش رو از دست داد و باعث شد ضربه ی روحی مهلکی گریبانگیرش بشه . به هر حال از دست دادن یه دوست یا یه رفیق اون قدر غم انگیر و دردناکه که ادم تا مدتها دلش نمی خواد سر از لاکش بیرون بیاره خدا نیاره اون روزیو که ادم مادرش رو از دست بده !

این داغ بزرگ رو به پژمان عزیز تسلیت می گم و امیدوارم خدا بهش صبر کافی عنایت کنه تا بتونه تحمل کنه این مصیبت رو . پژمان عزیز خدا به خودت و خونوادت صبر بده و تو رو واسه ما و بقیه و بقیه رو واسه تو حفظ کنه . خدا روح مادر عزیزت رو شاد کنه . روحش قرین رحمت الهی باد ... !  لطف کنین این یکی رو حتما فاتحه بخونین چون موضوع مربوط به تموم استقلالیاس !!!

تسلیت میگم !!!

ضمن اینکه علی سی ثانیه هم چند شب پیش تو لیگ امارات بعد از اینکه با پیرهن الشعب دقیقه ی ۵۷ گلزنی کرد چند دقیقه بعدش به خاطر برخورد شدید با دروازه بان تیم حریف از ناحیه سر به حالت اغما رفت و حافظش رو چند ساعتی از دست داد . میگن ضربه به حدی شدید بوده که سامره حتی گل خودش رو هم به یاد نمی اورده و بد جوری دست منصور خان رو از پشت گره زده ( همون محمد رضا هدایتی خودمون تو فیلم باغ مظفر ) .

اما خوش بختانه بعد از چند ساعت که تو بیمارستان بستری شد دوباره به حالت اولیه برگشت و الان هیچ گونه مشکلی نداره و داره با الشعب تمرین می کنه. این شایعاتی هم که میگن هنوز تو کماست و دکترا ازش قطع امید کردن و چمیدونم زبون لنگیا لال داره رو به قلبه میشه همش شایعه و کار یه سری افراد لنگیه که چش دیدن بازیکنای استقلالو ندارن . خصوصا اگه طرف ثانیه ی سی ام تور لنگیا رو شرمنده کرده باشه !

علی 30 ثانیه ، طالب لوی کاسیاس ، اندو و عرفان اولروم

 و اما می رسیم به بازی فردای استقلال . بازی حساسی که هر چند تموم خلق الله دارن میگن بازی حساسی نیست و مثل هر بازی معمولی دیگه ای سه امتیاز داره ولی هر کسی که از حواشی و گوشه کنار فوتبال یه نیمچه اطلاعاتی داره می دونه که بازی فردای دو تیم همنام تهرونی و اهوازی از حساسیت فوق العاده ای برخورداره .

اول واسه اینکه فیروز خان کریمی به یکباره کل خوزستان رو قال گذاشت و اومد استقلال تا مربیگری این تیم رو به عهده بگیره و همین باعث شد مردم خونگرم خوزستانی شمشیراشونو از رو ببندن و منتظر باشن تا اق فیروز ما رو یه گوشه ای گیر بیارن  و دوم اینکه صمد مرفاوی مربی خوزستانی استقلال هم بعد از اینکه به خاطر مشکلات عدیده با ناصر حجازی اواسط نیم فصل اول استقلال رو ترک کرد فردا مقابل تیم سابق خودش قرار می گیره و همین دو عامل انقدر حساسیت زا هستند که بشه بازی فردا رو حساس ترین بازی هفته ی هجدهم تلقی کرد !

تعصب تو چهرش پیداست !!!

و باز هم ضمن اینکه بعد از اون حادثه ی وحشتناک اصفهان و مجروح شدن اون سرباز عزیز حالا مامورین انتظامی و مسئولین بازی با کنترل بیشتری هوادارا رو زیر نظر دارن و امشب هم بازیکنان استقلال با اسکورت شخصی یگان وِیژه انتظامی راهی هتل پارک اهواز شدند تا مبادا کسی بخواد دست درازی کنه و یه مو از سر بازیکنای استقلال کم کنه !

ضمنا حرف از اون سرباز دوست داشتنی زدم اینم بگم که حتما خبر دارین محمد احمدی عزیز سرباز بازی سپاهان و پرسپولیس که دچار سانحه شد و از طرف هواداران سپاهان با پرتاب ترقه به صورتش واسه همیشه چشاشو از دست داد چند روز پیش از بیمارستان مرخص شد و به گفته ی پرشکا حتی اگه بتونه بینایی چشم چپش رو به دست بیاره فقط تا دو متریشو می تونه ببینه ...

هیچی ندارم متن تصویر کنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 قصد داشتم در مورد این موضوع یه مطلب مفصل بنویسم اما وقت نشد فقط همینو بگم که گاهی ادم انقدر از چیزای مورد علاقش بیزار میشه که حتی شنیدن اسمش هم حال طرف رو به هم میزنه . من خیلی وقته دچار بهت شدم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! سه امتیاز فوتبالی چقدر می ارزه ؟؟؟؟؟؟؟ به قیمت از دست دادن دو تا چشم خوشکل و ساده ؟؟؟؟ حالا با چی می خواین تلافی کنین ؟ با ۵۰ میلیون یا اصلا ۲۰۰ میلیون تومان پول نقد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به امام حسین باید در این فوتبالو گل گرفت . به خدا این ورزش بیمار رو باید پرت کرد یه گوشه !!!

قول داده بودم دیگه زیاد به خاطر این مساله حساسیت به خرج ندم و حرص نخورم اما نمیشه . عمق فاجعه واقعا وحشتناکه ... !

به هر حال از این موضوع هم بگذریم . باز داره دردو دلام شروع میشه ! داشتم می گفتم بازی فردا خیلی حساسه . هر چیم ملت بگن بازی یه بازی سه امتیازیه و حساسیت نداره باز من میگم جمع کنین کاسه کوزتونو . بازی فردا ته حساسیت های عالمه !!!

امیدوارم این بازی رو با پیروزی پشت سر بذاریم تا از همین ابتدای نیم فصل دوم با یه روحیه ی عالی به انتظار بقیه ی بازیا بشینیم !

خیلی حرف زدم ... بعد مدتها اومدم اپ کردم و کلی حرف زدم . به قول یکی از بچه های اس اسی اپ نمی کنم نمی کنم وقتی هم می کنم دیگه روی داداششو کم می کنم !!!  ( فکر کنم از من پر حرف تر داداششه )

دیگه روده درازی نمی کنم . شرمنده اگه سرتونو درد میارم و یه مشت حرفای صد من یه غاز تحویلتون میدم .  این چند وقته مسابقه و بحث زیاد خاصی نبوده که بخوام در موردش حرف بزنم واسه همین مجبورم ریز مسائل رو واسه خالی نبودن عریضه بیارم رو دایره !

امیدوارم بی خیال این وبلاگ نشین یعنی امیدوارم که نه جان مادرتون بی خیال این وبلاگ نشین . نزارین پس فردا از اداره ی اثار باستانی بیان دنبالم واسه بردن این وبلاگ تو موزه ها و مکان های تاریخی چند صد ساله !!!

راستی !!! داشت یادم میرفت . مزدوج شدن پیروز قربانی عزیز و در واقع ازدواج این مدافع متعصب ابی ها رو خدمت خود داش پیروز و همه ی اس اسیای گل تبریک می گم . مارو که دعوت نکردن ولی ایشالا به پای هم پیر شن !!!  فکر کنم ۱۹ دی روز عقد داش پیروز بوده دقیق خبر ندارم !

اها خوب شد اینم یادم اومد . خدایی دم کاسیاس گرم ! خدا وکیلی رو دست این دروازه بون مادر نزاییده . حلالش باشه اون شیری که مادرش بهش داده . واقعا به قول فردوسی پور چه می کنه این کاسیاس ... دیشب بازی رئال و اتلتیکو رو دیدین ؟؟؟ انصافا هر کی دیگه به جای کاسیاس تو دروازه بود الان برند شوستر داشت دم امام زاده ی مادرید درویشی می کرد ! ( چقدم بهش میاد با اون یال و کوپالش )

خدایی لقب طالب لوی کاسیاس برازنده ی داش وحیده . انصافا کاسیاس به وحید خودمون رفته با اون لباس ابی خوشرنگش !!! شنیدم تو برنابئو هوادارای رئال کاسیاس رو صدا میزنن " کاسیاس طالب لو "

کاسیاس طالب لو

دیگه واقعا حرفی نیس . خیلی مراقب خودتون باشین . حتما هر از گاهی به این وبلاگ سر بزنین . ما دلمون به همین سر زدنای شما خوشه !

شبتون به خیر . هوای خودتونو داشته باشین تو این سرما نچایین !!!

شاد و ابی باشین !

یا علی ... !

 
 
 |    نوشته شده توسط فرزاد
 
   
  سلام دوستای گل و خوشکل خودم . خوبین ؟  رو به راهین ایشالا ؟ ادم برفیاتون خوبن ؟  حال می کنین چه برفی داره میاد ؟ حال می کنین درس و دانشگاه درش تخته شده ؟ نه خدایی حال می کنین ؟ حال می کنین گاز کم اوردیم فشار گار افتاده اب قند لازم داره ؟  ( نکته اخلاقی رو داشتین ؟؟؟؟ )

دم خدا گرم که این یکی دو روزی که من خودم به شخصه اصلا حال و حوصله ی درس و مشق نداشتم همچین برفی فرستاد زمین که تا فیها خالدون هممون برفی شد !  دمت گرم خدا ایشالا ماه رمضون ماهش ۳۰ روزه باشه جبران کنیم  !

ام برفی

اما غرض از مزاحمت والا یکی دو تا مطلب بود که باید عرض کنم خدمتتون . اول اینکه این چند روز اخیر تو شهر شایعه شده بود که فرهاد مجیدی به قتل رسیده ... آخ نه ببخشید جو گیر شدم ! اخه معمولا وقتی حرف از شایعه و شهر و این چیزا میاد موضوع جنایی میشه منم یه صحنه حواسم رفت اون ورا !

اما از شوخی گذشته این روزا همه جا بحث بود که فرهاد می خواد از استقلال بره و دیگه بی خیال اس اس شده و داره میره با الوصل قرار داد ببنده . اما مساله ی جالب اینجاس که فرهاد حتی مسئولین الوصل رو هم تو امارات زیارت نکرده و اصلا همچین بحثی نبوده . ایشالا از یکی دو روز دیگه که شرایط اب و هوایی ردیف شه شاه ماهی ابیا همراه با بقیه ی برو بچ اس اسی میرن زمین شماره ی ۲ ازادی و اونجا تمرین می کنن ! ( فعلا تا اخر هفته تو سالن تمرین دارن )

مجیدی کلینزمن

و اما مساله ی دوم که یکم ناراحت کننده بود مساله ی ثبت قرار داد میثم بائو با تیم راه اهن بود که منم حدودا یه ساعتی میشه خبر دار شدم . میثمی که همین اخر فصل امسال از استقلال جدا شد و با هزار تا امید و ارزو پا شد رفت امارات اما ظاهرا اونجا زیادی موفق نبوده ( احتمالا خیلی دیگه زیاد از حد دور خودش می چرخیده  ) و امروز ظهر بعد از نهایی شدن مذاکراتش با انصاریفر مدیر عامل راه اهن دو تایی تو این سرما پا شدن رفتن هیات فوتبال و یه دونه امضای خوشکل انداختن پای قرار دادشونو داش میثم ما رو بردن تو تیمشون ... خدا ازشون نگذره به حق ناموس زهرا !!!

از هر انگشتش یه دونه هنر می ریزه داش میثم !!!

اما مساله ی اصلی که باعث شد من امروز بیام و وبلاگ رو اپ کنم مساله ی نزدیکی این چند روز به محرمه . محرمی که واسه من ، زیبا ترین و خوشکل ترین خاطرات زندگیمو به همراه داره و هر سال همین وقتا که میشه یه حس و حال عجیبی بهم دست میده !

نمی دونم شاید جاش نباشه تو این وبلاگ که صرفا مختص مسائل فوتبالی و متعلق به مسائل استقلاله بخوام یه مساله ی شخصی رو ذکر کنم اما نمی دونم چرا دوس دارم یه سری حرفا رو بزنم . حالا خوب و بدش به کنار ولی من نوکر جدتونم اگه حس و حال همچین پست و بحثی رو ندارین بی خیال شین و تا همین جا که خوندین دمتون خیلی گرم باشه ایشالا . از این جا به بعدش یه چیزی تو مایه های ارادت خاصیه که من به این ماه دارم اگه باهاش حال نمی کنین نخونین ! ولی بخونینا ... نوشتم که بخونین دیگه ! دستتون درد نکنه که می خونین !  ....

عجب روزهای عجیبی ست این چند روزی که تا محرم باقی مانده . و عجب روزهای عجیب تری ست روزهای محرم ... !

 این روزها هر کجای شهر که پرسه میزنی پارچه های سیاه و روبان های مشکی در سرتاسر در و دیوارها خود نمایی می کنند . عجب چهره ی عجیبی پیدا کرده است شهر ... !

 از لا به لای کوچه های سرد و برفی شهر که عبور می کنی چند نفر از پیر و جوان و نوجوان بالای یک نردبان یا شاید هم یک چهار پایه ایستاده اند و پارچه های سیاه که با نام " یا حسین " مزین شده است را بر بالای بلندی نصب می کنند .

 نگاهشان می کنم ، نگاهم می کنند . _ حاج اقا کمک نمی خواین ؟ _

 چنان لبخند ملیحی تحویلم می دهد که نمی توانم بی کار بنشینم . برف را از سرو روی لباسم می تکانم کاپشنم را تحویل حاج اقا می دهم و چند تا پارچه ی سیاه می گیرم و میروم بالای نردبان . حاج اقا نردبان را نگه نداشته است . روی این زمین برفی و لغزنده هر لحظه امکان سر خوردن وجود دارد . نگاهش می کنم ، نگاهم می کند !

 _ نترس جووون . اقا خودش هواتو داره ! _

 توی دلم خالی می شود . با احتیاط و اهستگی پارچه ها را به روی دیوار نصب می کنم و میخ ها را می کوبم . هنوز نصب اولین پارچه تمام نشده است که یک حاج اقای دیگر هم به جمع مان اضافه می شود . این حاج اقا اما چندان خوشحال نیست انگار . نگاه تندی به من می اندازد و رویش را بر می گرداند .

 

 سرش را می برد نزدیک حاج اقای اولی و پچ پچ می کند . نگاهم می کند . این بار نگاهش نمی کنم و سعی می کنم به کارم ادامه دهم ... ! یک چیزی ته دلم می گوید حاج اقا زیاد از کار من راضی نیست نمی دانم چرا اما دوست دارم بدانم ! تصمیم می گیرم فعلا چیزی نگویم تا پارچه ها تمام شود !

 حدود 10 دقیقه ای طول می کشد تا تمام پارچه ها را نصب می کنم . می خواهم از نردبان پایین بیایم اما ان قدر پایه های نردبان لق میزند که تصمیم می گیرم حاج اقا را صدا کنم . نمی افتی فرزاد ... اقا خودش هواتو داره ! می گویم و پایین می ایم !

پایین که می ایم حاج اقا را می بینم که با یک سینی چایی و یک ظرف شله زرد می اید . چایی را دستم می دهد و پیشانی ام را می بوسد . _ دستت درد نکنه جوون . اجرت با خود اقا _

 نمی دانم چه بگویم . کاری نکرده ام که ان قدر نیاز به تشکر و محبت داشته باشد . شاید هم من معنی محبت را نمی فهمم . تصمیم می گیرم سوالم را بپرسم _ حاج اقا میگم خودمونیما ولی اون حاج اقا زیاد انگار از من خوشش نیومد نه ؟ _

 می خندد اما نه بلند ! _ چه قدر به خودت اعتماد داری ؟ _ حاج اقا می پرسد . معنی سوالش را نمی فهمم جواب سوالش را هم نمی دانم ! به چشم هایم نگاه می کند _ اعتماد نداری ؟ _ باز هم حاج اقا می گوید . نمی دانم حاج اقا اما دوست دارم داشته باشم !

 _ به سر و وضعت ایراد می گرفت _ حاج اقا می گوید و استکان نصفه چایی ام را می گیرد و می خواهد برود . _ این سرد شده یکی دیگه برات میارم _ گفتی به چی ایراد گرفته جاج اقا ؟

 انگار می دانست همین سوال را می پرسم . با تاکید و تومانینه خشک و مقطع می گوید : به س ر و و ض ع ت ...

 چنان قاطع می گوید که احساس می کنم او هم با همان حاج اقای قبلی هم عقیده است . دلم می گیرد اما نه زیاد ... ! دفعه ی اولم نیست این را می شنوم ولی الان کمی برایم درد اور است .

 _ حاج اقا من هدفم ... _ نمی گذارد ادامه بدهم . _ حرف نزن . هر کسی عقیده ی خودش را دارد . ان پیر مرد هم نیتی نداشت . سرو و ضعت به حسینی ها و عزادار های حسینی نمی خورد ولی سرو وضع مهم نیست . چقدر دیگه می تونی مهمون ما باشی ؟ _ همه ی اینا ها را حاج اقا می گوید .

 مطمئن می شوم که حاج اقا از همان حاج اقاهای دوست داشتنی خودمان است که به سرو وضع ادم ها توجه نمی کند . 1 ساعت دیگه کلاس دارم اما دوست ندارم به این سادگی ها لذت این کار کوچیک رو از دست بدم .

 _ من باید برم حاج اقا 1 ساعت دیگه کلاس دارم اما می تونم بعد از کلاسم دوباره بیام . اگه دوست داشته باشین بعد کلاسم بی کارم _

 نگاهم می کند . نگاهش می کنم . _ چرا می خواهی دوباره بیای ؟ _ حاج اقا می پرسد . دست های یخ زده ام را به زور داخل جیب شلوارم می کنم شانه هایم را بالا می اندازم _ نمی دانم . دوست دارم باز هم باشم _

 لبخند حاج اقا باز هم توی دلم را خالی می کند . ان قدر ملیح می خندد که حد ندارد . نزدیکم می شود . _ دستت را بیار جلو _ دستم را بدون سوال می برم جلو . _ این دستت نه دست راستت _ باز هم سوال نمی کنم !

 یک پارچه ی سبز کوتاه حدودا 20 سانتی نمی دانم از کجای لباسش بیرون می اورد . استین لباسم را می زند بالا . می بندد به ساق دستم . _ تبرک کربلاس . خودم تبرکش کردم . همین تابستونی . می خواستم وصیت کنم بزارن تو کفنم اما تو دلم افتاد بیشتر به درد تو می خوره . _

هیچ کاری نمی کنم . هیچی نمی گویم . به دستم که می بندد برای دومین بار پیشانی ام را می بوسد . سرم را روی سینه اش می فشارد . _ به امون خدا ... عصر هر وقتی که کلاست تموم شد برگرد . این جا خیلی کار داریم که بتونی از پسش بر بیای _

دست می دهد . دست می دهم . نگاهش می کنم و نگاهم می کند . استین لباسم را پایین می کشم اما یادم می اید هنوز خودم دستم را ندیده ام . تمام ان لحظاتی که حاج اقا پارچه را می بست چشم هایم به نا کجا خیره بود !

 نگاهم از روی پارچه ی سبز کوتاه گرفته نمی شود . می خواهم قید کلاس را بزنم و بیشتر همین جا بمانم اما به خودم که می ایم چند تا خیابان از حاج اقا و محله شون دور شده ام .

 خیابان ها شلوغ است . به دنیای عادی همیشگی ام بر می گردم . دست می کنم داخل کیفم و یک کتاب قطور بیرون می اورم . چند خطی را بدون اینکه بفهمم می خوانم و بعد دوباره داخل کیفم می گذارم . الان چیزی نمی فهمم !

 برف شدت بیشتری گرفته است . تمام سرو و رویم پر از برف شده است . می خواهم تاکسی بگیرم اما یادم می اید که با دوستم قرار گذاشته ام . می اید دنبالم !

 بوق های ممتدی که میزند دوباره من را به دنیای خودم باز می گرداند . سوار ماشینش می شوم . دوستم است . همانی که قرار بود بیاید دنبالم !

 چپ چپ نگاهم می کند . _ خوبی تو فرزاد ؟ _ سرم را تکان می دهم . _ چرا پس کشتی هات غرق شده ؟ عاشق شدی ؟ _

 دیوانه است . از خودم دیوانه تر است . هیچ وقت جدی نیست . از خودم شوخ تر است . سعی می کنم خودم را جمع و جور کنم . هیچ وقت دوست نداشتم اطرافیانم رو تو ابهام بزارم . یکی میزنم پس کله اش و بعد هم چند تا شوخی و گپ و گفت و حرف از درس و کتاب و دفتر !

 کم کم دارم عادی می شوم . ضبطش را روشن می کند . هایده با ان صدای معروف و پر از تحریرش اواز " شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم " سر می دهد . می خواهم چشم هایم را ببندم و گوش بدهم . این اهنگ را خیلی دوست دارم !

 چشم هایم را می بندم اما همزمان صدای اهنگ هم قطع می شود . چشم هایم را باز می کنم . _ چی شد ؟ _ من می پرسم .

 چیزی نمی گوید . سیدی را از داخل سیدی خوان ماشین در می اورد و می گذارد داخل داشبورد . _ بی زحمت اون سیدی نارنجی رو بده من _ دوستم می گوید .

 می دهم دستش . بدون معطلی می گذارد داخل سیدی خوان . هنوز هم نمی دانم دارد چه کار می کند . چند لحظه ای هیچ صدایی پخش نمی شود ...

 دلخون تر از ابرو طوفان ... غمگین تر از باد و باران ... مانده به راه برادر ... تنها ترین چشم گریان ... من زینبم زینبم من ... از غصه جان بر لبم من ... !!!

 این صدای محمود کریمی است . از داخل ضبط ماشین دوستم . هاج و واج مانده ام . تا به حال ندیده بودم . برایم تازگی و البته تعجب دارد . نگاهش می کنم اما نگاهم نمی کند . مجبورم می کند بزنم پس کله اش ...

 _ تو هم اره ؟ _ من می گویم ... جواب نمی دهد ... _ با توام دیووونه . تو هم اره ؟ _ جواب نمی دهد . ترجیح می دهم چند لحظه ای صبر کنم تا خودش حرف بزند . سرم را بر می گردانم ان طرف خیابان باز هم یک نفر دارد پارچه ی سیاه نصب می کند !

 سرم را بر می گردانم . قطرات اشک صورتش را پوشانده . صورت دوستم را ... _ پس تو هم اره _ من می گویم . نگاهم می کند . می خندد . چشمک میزنم و صدای ضبط را بلند تر می کنم . استین لباسم بالا میرود . پارچه ی سبزی که روی دستم بسته شده خودش را نشان می دهد . نگاه آریا هم می افتد . _ این را از کجا اوردی ؟ _ دوستم می گوید .

 _ حوصله داری عصر بیای کمک یه حاج اقایی ؟ _ من می گویم . جوابش را می گیرد . لبخند می زند . _ هستم فرزاد . هر کجا رفتی منم خبر کن . _ هر دو محرمی شده ایم ... !

 اووووکی را می گویم . لم می دهم به صندلی پشت سرم و چشم هایم را می بندم و به صدای شیرین کریمی گوش می دهم .

 

انگار عاشق شده ام ... عاشق محرم !

 

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار

و لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

 

کاش زودتر عصر بیاید ... !!!!

شاید هرگز نباشم ... !

 

مراقب خودتون خیلی باشین ... هوای دلاتونم داشته باشین !!!

یا علی ... !

 
 
 |    نوشته شده توسط فرزاد
 
 

pctfx3.1

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و توسعه وب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي كاتالوگ

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور