|
سلام ! اوه اوه چه تاری بسته این وبلاگ ! البته وبلاگ که نه بیشتر شبیه یه زیر زمین متروکس ... ! 
خوبین بچه ها ؟ رو به راهین رفیقای خوشکلم ؟ چه خبرا ؟ منم خوبم از احوالپرسی های شما ... ! 
محرم چطور بود ؟ تاسوعا ؟ عاشورا ؟ چقدر تو این یکی دو هفته دلاتون صاف شد ؟؟؟ !!! چقدر خجالت نکشیدین و تو جمع امام حسین رو صدا زدین ؟ خدایی چه قدر ؟؟؟ چقدر شله و شله زرد نذری خوردین ؟ جان مادراتون چه قدر ؟؟؟ !!! ما که والا ماکارونی نذری هم خوردیم ! 
این محرمم گذشت . تاسوعا هم رد شد . عاشورا هم سپری شد . شام غریبانم رفت شمعم روشن کردم ولی هنوز اندر خم یک کوچه ام ... !!!
تو این محرمی چه ها که نشد . همسایه ی مسیحیمون مسلمون شد اسمشم گذاشت ابالفضل ( اول مخیا بود ) دخترش به دنیا اومد اسمشو گذاشت فاطمه اخر سر هم شله زرد نذری داد واسه سلامتی بچش ... !
رفیقم فوت کرد ... ! به مهلک ترین وضع ممکن . تو تصادف عمرشو داد به شما تا از اون همه لحظات تلخ و شیرینی که باهاش داشتم فقط خاطره هاش واسم بمونه ! اسمش حسین بود ! به حرمت همین نامش خدا رحمتش کنه ! 
یکی از رفیقای دانشجومم فوت کرد ! اونم تو تصادف . دیروز هفتمش بود . اسمش نسیم بود ! حیف بود . انقدر شاد و اکتیو بود که هیچکس فکر نمی کرد حتی پیر شه چه برسه به این که یه دفعه تو اوج جوونی و ۲۳ سالگی کوله بارشو جمع کنه و مرد سفر شه ! نمی دونم حیفه اون بود که رفت یا حیف ماس که بیشتر از این سهم نداریم با این افراد باشیم !!! خدا به مادرش صبر بده !!! 
بگذریم ... حق ندارم این چیزا رو این جا بگم . اصلا حق ندارم !!!!!! ولی گاهی ادم دلش می خواد حقو زیر پاش له کنه تا خفه نشه ! دردو دل بود ... بگذریم ! فقط اگه دوست داشتین واسه شادی روحشون یه فاتحه بخونین ، همین الان !!!!!!!! 
................................................................................................................................
دقیقا از همین الان که حساب کنیم ۲۲ ساعت و ۳ دقیقه و ۶ ثانیه ی دیگه مونده تا شروع نیم فصل دوم واسه ما اس اسیا ( الان شد ۲۲ ساعت و ۳ دقیقه درست !!! )
مهم نیس که تو این چند ساعت باقی مونده چیکار می کنیم مهم اینه که تو این چند روز گذشته چیکار کردیم ! اول از همه همون طوری که هممون می دونیم بچه ها طی یه سفر پر بار و مفید ( به گفته ی خودشون ) رفتن دبی و اونجا تمرینات اماده سازیشون رو واسه نیم فصل دوم اغاز کردن . تمریناتی که گفته می شد حتی گاهی ساعت ۱ نصف شب ( همون بوق سگ خودمون ) انجام میشه و بچه ها عوض تمرین ، خوابشونو واسه فیروز خان کریمی تعریف می کنن . بعضیا رو هم که فیروز خان گلاب به روتون از تو دست به اب میاورده بیرون و تمرینشون می داده ( غلط نکنم یحتمل داشتن اعمال پسندیده ی جیش بوس لالا رو اون تو انجام می دادن ) ـ ببخشید یکم بی ادب شدم ـ 

اما از شوخی گذشته اونجوری که من شنیدم و تو مصاحبه ها اعلام می شد اردوی امارات یکی از پر بار ترین اردوهای تمرینی استقلال تو این چند سال اخیر بوده . ضمن اینکه بچه ها اونجا یه بازی هم با تیم ویند امارات انجام دادن که موفق شدن با گل دقیقه ی ۸۹ روان خواه یه برد ناپلئونی رو کسب کنن ( خودم میدونم بدنا اماده نبوده واسه چی داغ می کنی ؟ ) 
اما بعد از برگشتن از امارات اینجا حسابی خوردن به ستون و به خاطر بارش سنگین برف عوض تمرین تو زمین چمن عینهو این بد بخت بیچاره های فلک زده بار و بندیل کردن و رفتن تو سالن سرپوشیده تمرین کردن که اتفاقا یکی دو تا هم مصدوم رو دستمون گذاشت ! 
البته میگن کلنگ کمپ استقلال هفته ی اینده قراره زده شه و این مکافات و بد بختیا تموم شه ولی اون جوری که من خبر دارم این کلنگ بد مصب تا ظهور اقا زده نمیشه و گمونم قضیه از همون وعده های سر خرمنیه که کم نشنیدیم ! 
علی ایحال ( به یاد فیروز خان ) بچه ها با هر وضعی که بود یه زمین تمرین که بیشتر شبیه میدون جنگ بود و واسه دلخوشی یه دونه علف هرزم توش پیدا نمی شد ( زمین پونک ) گیر اوردن و تمرین کردن ولی اونم مالی نبود و خیلی زود مسئولای تیم تصمیم گرفتن تا برن یه زمین تمرین اجاره کنن . 
واسه همین رفتن سراغ باشگاه پیکان و دست به دومن مسئولای این تیم شدن تا یه زمین تمرین اجاره ای بهمون بدن ! حرف از پیکان شد تا یادم نرفته بگم که لنگیا چار پنج روز پیش تو یه بازی و شاهکار تاریخی از تیم دوم پیکان ( سمند ) ۰-۱ باختن و یه بار دیگه اون تاکتیک و وحدت بین المللی شون رو به رخ ملت کشیدن ! خدا رو شکر که خود حمید خان استیلی داور این بازی بود وگرنه باز بهونه میاوردن که ما به داوری باختیم !!! هر چند بعیدم نیس حمید خان رو حساب رفاقتی که با اق افشین داره به نفع حریف سوت زده باشه !!!  
از بحث استقلال دور نشیم . بچه ها بعد از اینکه زمین ایران خودرو رو اجاره کردن بعد مدتها یه دل سیر نشستن به چمنای ورزشگاه نیگا کردن تا حسابی عقده گشایی کنن و بعد به تمرین پرداختن . ضمن اینکه گفته میشد تو تمرینات تیم جباری ، مجیدی ، طالب لو و قربانی اماده ترین نفرات تیم رو تشکیل میدادن ! 

اما پژمان منتظری هافبک دفاعی محجوب استقلال چند روز پیش ( تاریخ دقیقش رو نمی دونم ) متاسفانه مادرش رو از دست داد و باعث شد ضربه ی روحی مهلکی گریبانگیرش بشه . به هر حال از دست دادن یه دوست یا یه رفیق اون قدر غم انگیر و دردناکه که ادم تا مدتها دلش نمی خواد سر از لاکش بیرون بیاره خدا نیاره اون روزیو که ادم مادرش رو از دست بده !
این داغ بزرگ رو به پژمان عزیز تسلیت می گم و امیدوارم خدا بهش صبر کافی عنایت کنه تا بتونه تحمل کنه این مصیبت رو . پژمان عزیز خدا به خودت و خونوادت صبر بده و تو رو واسه ما و بقیه و بقیه رو واسه تو حفظ کنه . خدا روح مادر عزیزت رو شاد کنه . روحش قرین رحمت الهی باد ... ! لطف کنین این یکی رو حتما فاتحه بخونین چون موضوع مربوط به تموم استقلالیاس !!!

ضمن اینکه علی سی ثانیه هم چند شب پیش تو لیگ امارات بعد از اینکه با پیرهن الشعب دقیقه ی ۵۷ گلزنی کرد چند دقیقه بعدش به خاطر برخورد شدید با دروازه بان تیم حریف از ناحیه سر به حالت اغما رفت و حافظش رو چند ساعتی از دست داد . میگن ضربه به حدی شدید بوده که سامره حتی گل خودش رو هم به یاد نمی اورده و بد جوری دست منصور خان رو از پشت گره زده ( همون محمد رضا هدایتی خودمون تو فیلم باغ مظفر ) . 
اما خوش بختانه بعد از چند ساعت که تو بیمارستان بستری شد دوباره به حالت اولیه برگشت و الان هیچ گونه مشکلی نداره و داره با الشعب تمرین می کنه. این شایعاتی هم که میگن هنوز تو کماست و دکترا ازش قطع امید کردن و چمیدونم زبون لنگیا لال داره رو به قلبه میشه همش شایعه و کار یه سری افراد لنگیه که چش دیدن بازیکنای استقلالو ندارن . خصوصا اگه طرف ثانیه ی سی ام تور لنگیا رو شرمنده کرده باشه ! 

و اما می رسیم به بازی فردای استقلال . بازی حساسی که هر چند تموم خلق الله دارن میگن بازی حساسی نیست و مثل هر بازی معمولی دیگه ای سه امتیاز داره ولی هر کسی که از حواشی و گوشه کنار فوتبال یه نیمچه اطلاعاتی داره می دونه که بازی فردای دو تیم همنام تهرونی و اهوازی از حساسیت فوق العاده ای برخورداره .
اول واسه اینکه فیروز خان کریمی به یکباره کل خوزستان رو قال گذاشت و اومد استقلال تا مربیگری این تیم رو به عهده بگیره و همین باعث شد مردم خونگرم خوزستانی شمشیراشونو از رو ببندن و منتظر باشن تا اق فیروز ما رو یه گوشه ای گیر بیارن و دوم اینکه صمد مرفاوی مربی خوزستانی استقلال هم بعد از اینکه به خاطر مشکلات عدیده با ناصر حجازی اواسط نیم فصل اول استقلال رو ترک کرد فردا مقابل تیم سابق خودش قرار می گیره و همین دو عامل انقدر حساسیت زا هستند که بشه بازی فردا رو حساس ترین بازی هفته ی هجدهم تلقی کرد !

و باز هم ضمن اینکه بعد از اون حادثه ی وحشتناک اصفهان و مجروح شدن اون سرباز عزیز حالا مامورین انتظامی و مسئولین بازی با کنترل بیشتری هوادارا رو زیر نظر دارن و امشب هم بازیکنان استقلال با اسکورت شخصی یگان وِیژه انتظامی راهی هتل پارک اهواز شدند تا مبادا کسی بخواد دست درازی کنه و یه مو از سر بازیکنای استقلال کم کنه ! 
ضمنا حرف از اون سرباز دوست داشتنی زدم اینم بگم که حتما خبر دارین محمد احمدی عزیز سرباز بازی سپاهان و پرسپولیس که دچار سانحه شد و از طرف هواداران سپاهان با پرتاب ترقه به صورتش واسه همیشه چشاشو از دست داد چند روز پیش از بیمارستان مرخص شد و به گفته ی پرشکا حتی اگه بتونه بینایی چشم چپش رو به دست بیاره فقط تا دو متریشو می تونه ببینه ...

قصد داشتم در مورد این موضوع یه مطلب مفصل بنویسم اما وقت نشد فقط همینو بگم که گاهی ادم انقدر از چیزای مورد علاقش بیزار میشه که حتی شنیدن اسمش هم حال طرف رو به هم میزنه . من خیلی وقته دچار بهت شدم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! سه امتیاز فوتبالی چقدر می ارزه ؟؟؟؟؟؟؟ به قیمت از دست دادن دو تا چشم خوشکل و ساده ؟؟؟؟ حالا با چی می خواین تلافی کنین ؟ با ۵۰ میلیون یا اصلا ۲۰۰ میلیون تومان پول نقد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به امام حسین باید در این فوتبالو گل گرفت . به خدا این ورزش بیمار رو باید پرت کرد یه گوشه !!!
قول داده بودم دیگه زیاد به خاطر این مساله حساسیت به خرج ندم و حرص نخورم اما نمیشه . عمق فاجعه واقعا وحشتناکه ... !
به هر حال از این موضوع هم بگذریم . باز داره دردو دلام شروع میشه ! داشتم می گفتم بازی فردا خیلی حساسه . هر چیم ملت بگن بازی یه بازی سه امتیازیه و حساسیت نداره باز من میگم جمع کنین کاسه کوزتونو . بازی فردا ته حساسیت های عالمه !!! 
امیدوارم این بازی رو با پیروزی پشت سر بذاریم تا از همین ابتدای نیم فصل دوم با یه روحیه ی عالی به انتظار بقیه ی بازیا بشینیم !
خیلی حرف زدم ... بعد مدتها اومدم اپ کردم و کلی حرف زدم . به قول یکی از بچه های اس اسی اپ نمی کنم نمی کنم وقتی هم می کنم دیگه روی داداششو کم می کنم !!!  ( فکر کنم از من پر حرف تر داداششه ) 
دیگه روده درازی نمی کنم . شرمنده اگه سرتونو درد میارم و یه مشت حرفای صد من یه غاز تحویلتون میدم . این چند وقته مسابقه و بحث زیاد خاصی نبوده که بخوام در موردش حرف بزنم واسه همین مجبورم ریز مسائل رو واسه خالی نبودن عریضه بیارم رو دایره ! 
امیدوارم بی خیال این وبلاگ نشین یعنی امیدوارم که نه جان مادرتون بی خیال این وبلاگ نشین . نزارین پس فردا از اداره ی اثار باستانی بیان دنبالم واسه بردن این وبلاگ تو موزه ها و مکان های تاریخی چند صد ساله !!! 
راستی !!! داشت یادم میرفت . مزدوج شدن پیروز قربانی عزیز و در واقع ازدواج این مدافع متعصب ابی ها رو خدمت خود داش پیروز و همه ی اس اسیای گل تبریک می گم . مارو که دعوت نکردن ولی ایشالا به پای هم پیر شن !!! فکر کنم ۱۹ دی روز عقد داش پیروز بوده دقیق خبر ندارم ! 
اها خوب شد اینم یادم اومد . خدایی دم کاسیاس گرم ! خدا وکیلی رو دست این دروازه بون مادر نزاییده . حلالش باشه اون شیری که مادرش بهش داده . واقعا به قول فردوسی پور چه می کنه این کاسیاس ... دیشب بازی رئال و اتلتیکو رو دیدین ؟؟؟ انصافا هر کی دیگه به جای کاسیاس تو دروازه بود الان برند شوستر داشت دم امام زاده ی مادرید درویشی می کرد ! ( چقدم بهش میاد با اون یال و کوپالش ) 
خدایی لقب طالب لوی کاسیاس برازنده ی داش وحیده . انصافا کاسیاس به وحید خودمون رفته با اون لباس ابی خوشرنگش !!! شنیدم تو برنابئو هوادارای رئال کاسیاس رو صدا میزنن " کاسیاس طالب لو " 

دیگه واقعا حرفی نیس . خیلی مراقب خودتون باشین . حتما هر از گاهی به این وبلاگ سر بزنین . ما دلمون به همین سر زدنای شما خوشه ! 
شبتون به خیر . هوای خودتونو داشته باشین تو این سرما نچایین !!! 
شاد و ابی باشین ! 
یا علی ... !  
|