سلام بچه ها . چطورین ؟ خوبین ؟ رو به راهین ؟؟؟ خوش بختانه امروز دیگه میشه این سوالا رو پرسید و بحث تمسخر و این چیزا هم در میون نیست .
خدا رو شکر ، گوش شیطون کر و چش حسودامونم کور امروز بالاخره بعد فک کنم چیزی حدود سه ماه و خورده ای روز تو تهران پیروز شدیم تا بالاخره رنگ ازادی امروز ابی بشه و طعم شیرین برد رو از همین تهران احساس کنیم !!! 
اگه اشتباه نکنم اخرین باری که تو ازادی پیروز شده بودیم بر می گشت به بازی راه اهن که تو ماه رمضون برگزار شده بودو فرهاد تو اون بازیم مثه امروز دو بار گلزنی کرده بود . ( تو صحیح بودن گل دوم فرهاد که با ضربه ی سر زد و کمک داور نگرفت شک نکنین ) . برد امروز از دو جهت خیلی شیرین و دلچسب بود . 
یک جهتش رو که عرض کردم خدمتتون ولی جهت بعدی به این خاطره که برد امروز همراه با یک بازی هجومی و زیبا لا اقل تو نیمه ی دوم بود. بچه ها امروز راحت می تونستن عوض این سه تا گل ( چند بار بگم بابا ؟؟؟!!! گل دوم فرهاد رو هم حساب کنین ) سه چار تا دیگم بزنن و حسابی دق دلیمونو تو این هفته های اخیر سر شیرین فراز خالی کنن که متاسفانه بخت باهامون عیاق نبود و دو بار تیرک دروازه و دو سه بارم بی دقتی مهاجمای خودمون مانع از به ثمر رسیدن گلای بیشتر شد . ولی خب طبیعتا چیزی که مهم بود سه امتیاز این بازی بود که خدا رو شکر به دست اوردیم ! 
اما به نکته های ریز بازی امروز که بخوایم اشاره کنیم باید اول از همه گیر بدیم به بازی فوق العاده تاخیری و کند روانخواه ... 
امید با اینکه خودش خیلی بازیکن سرعتی و تند و تیزیه ولی متاسفانه تو چند تا بازی اخیر خیلی وقت ها شده که عوض سرعت دادن به بازی تکروی کرده و نه تنها موقعیتی واسه خودش ایجاد نکرده که حتی موقعیت های ضد حمله رو هم ازمون گرفته و این اصلا واسه یا بازیکن کناری که وظیفش ایجاد موقعیت و نفوذهای تند وتیزه چیز جالبی نیست . 
البته ناگفته نمونه که امید دو سه تا حرکت خوبم تو این بازی انجام داد ولی در کل بازی قابل قبولی از خودش به نمایش نگذاشت که متاسفانه این عادت بد امید هم بعد از بازی با پرسپولیس و اون گل تاریخیش به لنگیا شروع شد . تا اونجایی که من یادمه امید قبل بازی با لنگیا و قبل اون گل بیشتر در خدمت تیم بود تا اینکه بخواد تکروی کنه اما بعد اون بازی بیشتر دوست داره خودش رو نشون بده تا به فکر تیم باشه که البته امیدوارم هر چه سریعتر این نقیصش بر طرف شه و دوباره بشه همون امیدرضای کوچولو و دوست داشتنی خودمون ! 
اما مساله ی بعدی که دیگه یه مساله ی کلیشه ای شده و تو این فصل کم بهش اشاره نکردیم مشکل خط دفاعی استقلاله که از همون اول فصل دچار سر در گمی و تغییر تحول بود و هنوز هم این مساله پا بر جاست . اینکه چرا پیروز قربانی با وجود امادگی تو تمرینات بازی نمی کنه و به یه نیمکت نشین محض تبدیل شده و بیژن کوشکی با وجود گافهای وحشتناکی که میده ( همون دقیقه ی ۲ بازی نزدیک بود کار دست تیم بده ) باید حتما تو ترکیب باشه سوالیه که خیلی وقته لا اقل ذهن من یکیو اشغال کرده و هر چی هم دنبال جوابش می گردم به جایی نمی رسم ! 
حالا این بماند ... اما مشکل خط دفاعی استقلال مشکل چیدمان و ارایش این خط دفاعیه که متاسفانه به شکل مبتدیانه ارایش میشه و کسی هم تا به حال فکری به حال این چیدمان دفاعی نکرده . بارها شده تو این فصل تو هر بازی وقتی مهاجمای حریف به سمت دروازمون هجوم میارن عدم هماهنگی لازم بین مدافعین و سر درگمی واضحشون باعث باز شدن دروازه ی تیم میشه و جالبه که بعد گل هم هیشکی رو نمیشه مقصر قلمداد کرد و همه تقصیر رو گردن هم میندازن . 
این هم بماند ... مساله ی دیگه ای که امروز خیلی تو ذوق میزد مساله ی بی برنامگی بچه ها موقع زدن ضربات کاشته بود . استقلال با وجود این همه بازیکن ضربه ازاد زن که واسه خودشون ید طولایی تو زدن ضربات کاشته دارن به جز دو سه مورد تو این فصل هیچ وقت نتونسته از ضربات کاشتش به خوبی استفاده کنه و معمولا هر وقت یه موقعیت خوب نصیب تیم میشه ۸ نفر میرن پشت توپ و اخرشم به بدترین شکل ممکن ضربه رو میزنن که این مساله هم ظاهرا باید بماند ... 
ولی شاید مهم ترین مساله ی بازی امروز که دیگه راه نداره بخواد بماند و باز هم یه جور بحث انتقادیه بازی کردن شفیعی مهاجم استقلال به جای محیدی بود . به اینکه چرا مجیدی عوض شد و رفت بیرون و این جور چیزا کاری نداریم ولی به اینکه چرا شفیعی وارد زمین شد نمیشه خرده نگرفت . 
مایی که تو ورزشگاه بودیم خوب می دیدیم که شفیعی حتی هنگام گرم کردن کنار زمین هم مشخص و تابلو میزنه که از امادگی لازم بر خوردار نیست و هنوز باید بیشتر روش کار شه اما نمیدونم چی شد که با وجود داشتن علی علیزاده یه دفعه شفیعی وارد میدون شد و به راحتی هر چه تموم تر یکی دو موقعیت عالی رو از دست داد و صدای هممونو در اورد . 
انصافا استپ کردن توپ تو محوطه ی شیش قدم حریف و زدن یه بغل پا و رسیدن به گل چهارم ( گل فرهاد رو حساب کنین ) چه قدر کار سختیه که شفیعی نتونست از پسش بر بیاد ؟؟؟ نه خدایی چه قدر ؟ بیشتر از اینه که باید فقط دو روز با توپ کار کرده باشی ؟؟؟؟؟؟؟؟ 
خوب بازیکنی که تا این حد نا اماده و به دور از شرایط مطلوب به سر می بره چرا باید بیاد تو زمین و علیزاده ای که هر پرتاب اوتش لا اقل نفس همه رو تو سینه حبس می کنه باید بشینه رو نیمکت ؟؟؟ یعنی میگین اینم دوباره بماند ؟؟؟ تا کی همین جوری همه چی بماند ؟؟؟ پس کِی دیگه نماند ؟؟؟ 
ولی خدایی جدا از شوخی از این مسائل منفی تیم اگه فاکتور بگیریم امروز بچه ها خیلی نکته های مثبتم داشتن که شاید مهم ترینشون بازی درگیرانه و استثنایی سعید بیات بود . خدایی امروز عالی بازی کرد و به جز یه بار اگه اشتباه نکرده باشم تو بقیه ی موارد هم تو جنگای فیزیکی برتر بود هم تو پاسهایی که ارسال میکرد یه نموره هایی از بازی حسین کاظمی رو تو ذهن ها زنده کرده بود ! تازه یه گل سیدورفی هم که زد ! دمش گرم . رحمت به همون شیر حلالی که مادرش بهش داده . خدا کنه روز به روز بهتر و مفید تر شه !!! 
اما بحث مسائل فنی رو که بزاریم کنار میرسیم به بحث مسائل حاشیه ای . اول از همه تا مهم ترین مطلب رو عرض نکردم خدمتتون اینم بگم که احمدی ( گلر شیرین فراز ) اواسط نیمه ی اول گرمکنش پاره شد و بعد چون گرمکن دیگه ای نداشت مجبور شد با چسب نواری و چسب کاغذی و نمیدونم چسب کتابی و فلان و بهمان شلوارش رو ترمیم کنه تا مبادا ابرو و حیثیتشون بره !!! به قول یه بابایی تو ورزشگاه می گفت این مدیر مسئولای شیرین فراز عوض وعده دادنای پنج میلیونی به بازیکناشون برن ۱۵۰۰ تومن بدن یه گرمکن واسه دروازه بانشون بخرن که اینجوری مایه ی ابرو ریزی و رسوایی تیمشون نشه ! 
اما مهم ترین مطلبی که می خوام عرض کنم خدمتتون بر میگرده به اپ هفته ی قبلم که یه اپ انتقادی و در واقع یه اپ وحشتناک بود . 
اول از همه بگم که تو این یه هفته بماند که چه ها شنیدیم و چه ها بارمون کردن و چه ها بهمون گفتن . از کلاس درس گرفته تا همین اینترنت و وبلاگ و کلوپ و بقیه جاها هر کی از راه می رسید انگار قسم خورده بود که با ما در بیفته همون اول بسم الله شروع میکرد به اینکه اقا طرف ( یعنی من ) لنگیه و بندازینش بیرون و فلان و بهمان و از این حرفها . بماند که چند نفر تو این یه هفته به ما گفتن تو تیم رو فقط واسه روزای خوبش می خوای و وقتی می بازه تحمل شکست نداری و اراجیف می گی . بماند که سر اپ هفته ی قبلمون فحس عالم و ادمو بهمون دادن و گفتن تو لنگی هستی و واسه لنگیا اپ می کنی نه واسه استقلالیا ... 
خیالی نیست . ما هم پیه همه ی این حرفا رو به تنمون مالیده بودیم و اپ کردیم . خیالی نیست تو این ۱۶-۱۷ سالی که واسه استقلال سرو دست شیکوندیم از این بدترشم شنفتیم و دم نزدیم . خیالی نیست فعلا که حرف بارمون کردن اگه خفتمونم می کردن باز ما ابی بودیم و به رومون نمی اوردیم ! ( فردین بازی رو حال می کنین ؟؟؟؟ )  
ولی فقط ، دقت داشته باشین فقط محض اطلاع تموم لنگیایی که این مطلب رو می خونن و مطلب هفته ی قبل رو هم خونده بودن و شاخ شده بودن و روده درازی می کردن باید عرض کنم که استقلال یه خونوادس و منم یه عضو کوچیکی از این خونوادم . نه من ، تموم هوادارای استقلالی عضوی از این خونوادن که همگی دست به دست هم میدن تا این خونواده رو به سر منزل مقصود به بهترین شکل ممکن هدایت کنن . حالا گهگاهی اختلاف سلیقه و اختلاف نظر بین این خونواده هم به وجود میاد ولی این دلیل نمیشه که به خاطر دو کلوم حرف دست از عشقمونو و دست از تموم زندگیمون بکشیم ! 
اون دوستان لنگی که تو این یه هفته پیشنهاد وب نویسی تو لنگستانشون رو به من دادن و خیلی از حرفای هفته ی گذشتمو به تعبیر خودشون برداشت کرده بودن بهتره برن بشینن دم شابدالعظیمی حرمی امامزاده ای جایی طلب این بابا رافائل رو جور کنن دونگی کنن بزارن رو هم بفرستن واسه فیفا تا یه وقت سر از دسته دو و دسته سه و جام محلات و این جور جاها در نیارن . 
من درسته حرفای هفته ی پیشم جنبه ی انتقادی داشت ولی هدفم تخریب کسی نبود . درسته خیلیا قبول نداشتن و بهمون توپیدن که چرا این حرفا رو زدی لنگیا شاخ میشن و فردا نمیشه جمعشون کرد ولی مهم این بود که یه سری از واقعیت ها رو گفتم و هنوزم معتقدم که تموم حرفام سلیقه ای بود و به عنوان یه هوادار حرف زده بودم . اون چیزی که عقلم می گفت رو گذاشتم رو دایره تا بقیه هم همفکری کنن ... حالا بعضیا به به و چه چه کردن و بهمون حال دادن و بعضیا هم زدن تو ذوقمون و گفتن در وبلاگتو گل بگیری بهتره ... اصلا برو بمیر !!!   
اما خدایی از تموم کسانی که تو این یه هفته به خاطر حرفام بهشون به عنوان یه استقلالی بر خورد و ناراحت شدن معذرت می خوام و البته پیش نهاد می کنم اگه هنوزم ناراحتن از حرفام فقط همین قدر از زبون من بشنفن که فیروز خان ، ناصر خان ، استقلال قهرمان ... همین !!!!!!!!!!!!!   
ضمنا از فهیمه خانوم با معرفتم که لطف کرده بودو جواب منو تو وبلاگش ( دنیای ابی ) نوشته بود خیلی ممنونم و البته از ظرافت و دقتش تو مطالبم هم خیلی ذوق مرگ شدم ... منم باهات موافقم فهمیه خانوم . منم هدفم ناراحت کردن و رنجوندن کسی نبود ولی به هر حال اگه به عنوان یه استقلالی از دست یه استقلالی دیگه رنجیدی شرمنده . باور کن من به اندازه ی موهای سر داش علی منصوریان چیزی تو دلم نبود !!!   
خلاصه اینکه ما خاکِ خاکِ پای تموم استقلالیای با معرفتیم و همشونو مثه داداشامونو ابجیامون دوست داریم . چه اونایی که این وبلاگو دیدن و نظر دادن چه اونایی که دیدن و نظر ندادن و چه اونایی که اصلا ندیدن . واسه ما فقط ابی بودنشون شرطه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 
یه بار دیگه برد شیرین امروزو به همتون تبریک میگم . ایشالا این برد دیگه واقعا جهشی باشه واسه بردای اینده و رسیدن به همون سر منزل مقصودی که هممون داریم با هم تلاش می کنیم تا بهش دست پیدا کنیم !!!  
مراقب خودتون باشین ...حیف ابیاس چیزیشون شه ! 
شاد و ابی و موفق باشین ! 
یا علی !!!!!!!!!!!!!!      
|